- این همه عقب ماندگی از کجاست؟ 1
- شایعه سازی و دروغ پردازی 5
- دانشمندان متعصّب! 7
- اشاره 8
- تقصیر بزرگ ما! 8
- 1. نقص دستگاههای تبلیغی؛ 9
- کتاب اصل الشّیعه 10
- 2. خرافات یا بزرگترین دستاویز دشمنان: 10
- آرای مستشرقین و دانشمندان غرب و شرق 13
- پیشگویی عجیب! 20
- مرد بزرگی که سرچشمه تحول عظیمی شد 20
- بیان شیوا! 22
- مسافرت های تاریخی 22
- فعالیت های سیاسی 25
- صراحت لهجه کم نظیر 26
- تألیفات و آثار 27
- خزان عمر او 30
- اشاره 32
- مسلمانان چگونه متّحد شوند؟ 32
- نظری به گذشته 37
- کوتاه کردن دست های آلوده 40
- نباید مأیوس بود 44
- سبب تألیف این کتاب 52
- اشاره 52
- وحشی های بیابان! 57
- بیش از این سکوت روا نبود 58
- آیا می خواهند اسلام را در هم بکوبند؟ 62
- بنیان گذاران علوم اسلامی 66
- شعر و بهترین شعرای اسلام 70
- زمامداران و وزرای اسلام 73
- تهمتهای ناروا به شیعه 78
- تهمت عجیب دیگر 81
- سرچشمه اصلی بدبختیها 88
- شیعه و عبداللَّه بن سبأ 89
- بخش اوّل: پیدایش و گسترش تشیّع 95
- اشاره 95
- شیعه در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله 96
- شیعه به چه کسانی گفته می شد؟ 100
- عوامل گسترش تشیّع پس از پیامبر صلی الله علیه و آله 105
- اشاره 105
- 1. دنیاپرستی خلفا و زهد اهل بیت علیهم السلام 108
- 2. جنایات بنی امیّه و بنی مروان 112
- 3. تشیّع، یک نهضت اسلامی 114
- 4. مردان جانباز و شعرای فداکار! 117
- اشاره 121
- بخش دوم: عقاید شیعه در اصول 121
- دورنمای این بحث 122
- اسلام و ایمان 122
- امتیاز شیعه 124
- اشاره 124
- الف) وظایف عقل 129
- اشاره 129
- اصل اوّل: توحید 130
- اصل دوم: نبوّت 133
- اصل سوم: امامت 136
- اشاره 136
- مهدی و طول عمر او 142
- رمز غیبت امام علیه السلام 146
- اصل چهارم: عدل 151
- اصل پنجم: معاد 157
- بخش سوم: عقاید شیعه در فروع 159
- اشاره 159
- اجتهاد از نظر شیعه و دیگران 160
- تفاوت مدارک فقهی شیعه و دیگر فِرق اسلامی 164
- 1. نماز 171
- احکام و مقرّرات اسلام از نظر شیعه 171
- 2. روزه 175
- 3. زکات 176
- 4. خُمس 177
- آیا سهم امام را باید در سرداب گذاشت؟! 178
- 5. حجّ 181
- 6. جهاد 182
- (جهاد اکبر و جهاد اصغر) 182
- دو دستور بزرگ 184
- معاملات از نظر شیعه 187
- ازدواج موقّت از نظر شیعه 189
- افسانه نسخ آیه 191
- ازدواج موقت یک ازدواج حقیقی است 193
- نسخ حکم متعه مردود است 198
- رمز پیچیدگی مسأله متعه و راه حل نهایی آن 201
- کلامی از یک بزرگ شیعه 206
- سخنی درباره ازدواج موقّت ازدواج موقّت یک ضرورت اجتناب ناپذیر اجتماعی است 209
- ازدواج موقت چیست؟ 210
- سوء استفاده را نباید به حساب قانون گذارد 213
- چرا ازدواج موقت یک ضرورت اجتماعی است؟ 215
- مشکل جنسی جوانان 216
- راه حل این مشکل چیست؟ 218
- فلسفه ازدواج موقت 220
- یک نکته مهم دیگر 222
- اما تکلیف فرزندان «ازدواج موقت» 223
- ازدواج مسیار! 224
- نتیجه بحث در پیرامون «ازدواج موقت» 226
- طلاق و طرق محدود ساختن آن 229
- داستان طلاق ثلاث 232
- دو نامه جالب 236
- خلع و مبارات 244
- ظهار، ایلا، لعان 246
- ارث از نظر شیعه 246
- عول و تعصیب 247
- وقف، هِبه، صدقه 251
- قضاوت و دادرسی 253
- صید و ذباحه 256
- یک داستان جالب 258
- خوراکی ها و آشامیدنی های حلال و حرام 259
- 1. حدّ زنا 262
- اشاره 262
- مجازات و کیفرهای گناهان 262
- 2. حدّ لواط و مساحقه 264
- 3. حدّ قذف 265
- 4. حدّ مشروبات الکلی 265
- 5. حدّ دزدی 266
- 6. حدّ محارب 267
- 7. حدود مختلف دیگر 268
- قصاص و دیات 269
- مقدار دیه 272
- بدا از نظر شیعه 275
- «بدا» و «تقیّه» 275
- تقیّه از نظر شیعه 279
این را هم می دانیم که اسلام در تمام اصول احکام و قوانین خود دوش به دوش عقل و علم حرکت می کند و سر سوزنی از این دو جدا نمی شود.
آیا فقط جان و دفاع از حیات خود که محبوبترین چیز در نظر انسان است جزء فطرت هر بشری است؟ درست است که گاهی انسان به خاطر هدفهای عالی تری، به خاطر حفظ شرافت، به خاطر تقویت حق و کوبیدن باطل حاضر است از جان عزیز خود نیز در این راه صرف نظر کند. ولی آیا هیچ عاقلی می تواند بگوید جایز است در غیر این گونه موارد، و بدون هیچ هدف مقدسی انسان بدون دلیل جان خود را به خطر بیندازد؟!
بدیهی است نه عقل و نه شرع چنین اجازه ای را به هیچ کس نمی دهد.
و منظور از تقیّه هم چیزی جز این نیست که انسان نباید در چنین موردی بی جهت خود را به هلاکت بیفکند.
اسلام صریحاً اجازه داده که انسان در موردی که جان یا مال و ناموس او در خطر است و اظهار حق، هیچ گونه نتیجه و فایده ای ندارد، موقتاً از اظهار آن خودداری کرده و به وظیفه خود به طور پنهانی عمل نماید، چنانکه قرآن مجید می فرماید: «إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاهً»؛ مگر اینکه از آنها تقیه کنید (وبه خاطر هدفهای مهمتری کتمان نمایید)».(1) و نیز می فرماید: «إِلَّا مَنْ أُکْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌ بِالْإِیمَانِ»؛ به جز آنها که تحت فشار واقع شده اند در حالی که قلبشان با ایمان، آرام است».(2)
تاریخ اسلام نیز سرگذشت «عمار» و پدر و مادرش را فراموش نکرده که در چنگال بت پرستان گرفتار شده بودند و آنها را شکنجه دادند که از اسلام بی زاری بجویند (پدر و مادر عمار از این کار خودداری کرده و به دست مشرکان کشته شدند، ولی عمار آنچه را که آنها می خواستند اظهار داشت و سپس گریه کنان از
1- سوره آل عمران، آیه 28
2- سوره نحل، آیه 106