- مقدمه 1
- بخش اول 10
- نظریه رشته ای در کیهان شناسی و ذرّه شناسی 10
- تفسیر علمی قرآن 22
- عنصر زمان در تفسیر قرآن 25
- علومی در قرآن ویژۀ مردم آخرالزمان 32
- تفسیر آخرالزمانی سوره توحید 35
- نمونه دوم از آیاتی که تفسیر آن ها به مردم آخرالزمان واگذاشته شده است 39
- بخش دوم 44
- بررسی معنای 22 آیه در 5 سوره 44
- بررسی در متون تفسیری 48
- ارزیابی قول مفسرین 58
- فخررازی و اشتباه بزرگش 65
- سوره ذاریات در متون تفسیری 74
- بررسی قول مفسرین در عرصۀ حدیث 79
- چرائی این سنت نامبارک در متون تفسیری شیعه 84
- و دربارۀ آیاتی که حدیثی نداریم 89
- تفسیر المیزان 99
- بررسی تفسیر آیه های اول سورۀ نازعات 105
- تفسیر فخر رازی و المیزان 114
- به دنبال حدیث در متون حدیثی 122
- بررسی حدیث ها به محور سورۀ والعادیات 130
- چهار زمینه کلی برای تفسیر آیه ها 134
- بخش سوم 134
- سوگندهای قرآن دربارۀ معاد 137
- سوگند به قوانین جهان 142
- قرآن تبیان کل شیئ 145
- جایگاه این تفسیر در میان تفسیرها 147
- علم زدگی 149
- چه کسی بهتر می تواند موحد و خداشناس و خدا ترس باشد 150
- سورۀ عادیات و نظام ذرّه ای کائنات 155
- تفسیر درست آیه های مورد بحث در آغاز سوره های پنجگانه 155
- یک معجزه علمی 159
- تفسیر آیات اول سوره مرسلات 170
- خوراک جهان کائنات 174
- یک اصل مهم فیزیکی از نظر قرآن 181
- سوره صافات 183
- قانون صوت 186
- سوره ذاریات 188
- سوره نازعات: آن چه جهان را اداره می کند 192
- مشکل بزرگ دانشمندان غربی 195
- اَبرنیرو 199
- موشک به سوی فضا 208
- فقط یک نیرو 217
- پاسخ به یک پرسش 221
- بخش الحاقی (1) 221
- حدیث 232
- حدیث 233
- آیه دخان 234
- سیّاره های از مدار خارج شده و سیّاره های متلاشی شده 237
- بخش الحاقی (2) 237
- مسئله دیگر از حفاظت 239
- آیا نمی توان این آیات را تفسیر کرد 245
- مسئله مهم 246
علومی در قرآن ویژۀ مردم آخرالزمان
علومی در قرآن ویژۀ مردم آخرالزمان است: علاوه بر این که جریان عمومی ماهیت دین این چنین امّی، آبستن و فراگیر و گسترده است و هر چه علوم کشف می کند هم کشف جهان است و هم کشف قرآن. رسماً خود مکتب اعلام کرده که موضوعاتی را آورده که مخصوص و ویژۀ مردم آخرالزمان است و مردمان پیشین اساساً مخاطب آن نیستند. به نمونه ای توجّه فرمائید:
1- آیه «الله الصّمد»: بحار، جلد3 ص263- 264: سُئِلَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ (ع) عَنِ التَّوْحِیدِ فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی عَلِمَ أَنَّهُ یَکُونُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَد»....: از امام زین العابدین(ع) دربارۀ توحید سؤال کردند. فرمود: خداوند می دانست که در آخرالزّمان گروه هائی می آیند که در علم متعمّق (عمیق رونده، شکافنده، ژرفنگر) می شوند، خداوند قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَد را (برای آنان) نازل کرده است.
لفظ صمد در سورۀ توحید و معنی آن، در دو قرن اوّل اسلام سرگذشت ویژه ای دارد: معنی اصلی آن یعنی «قرص»، «توپُر»، «بدون جوف». اما پیامبر اکرم(ص) و ائمّه(ع) ذهن مردم را به معنائی که لازمۀ معنی اصلی است سوق می دادند از قبیل:
1- صمد: بی نیاز
2- صمد: آن که نیازمندان به او پناه می برند.
3- صمد: هر دو معنی بالا، بی نیازی که نیازمندان به او پناه می برند.
در عین حال گاهی در حضور افراد خاص به معنی اصلی نیز اشارت می کردند:
بحار، ج3 ص223: قَالَ الْبَاقِرُ (ع): وَ حَدَّثَنِی أَبِی زَیْنُ الْعَابِدِینَ عَنْ أَبِیهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (ع) أَنَّهُ قَالَ: الصَّمَدُ: الَّذِی لَا جَوْفَ لَه...: امام باقر(ع) فرمود: پدرم زین العابدین از پدرش حسین بن علی(ع) نقل کرد که امام حسین(ع) فرمود: صمد یعنی چیزی که جوف ندارد.
همان، ص220 ذیل حدیث 9: فَقُلْتُ: مَا الصَّمَدُ؟ فَقَالَ: الَّذِی لَیْسَ بِمُجَوَّفٍ: محمدبن مسلم می گوید: به امام صادق(ع) گفتم: صمد چیست؟ فرمود: آن که مجوّف نیست.
همان، حدیث 7: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ (ع)- وَ سُئِلَ عَنِ الصَّمَدِ- فَقَالَ: الصَّمَدُ الَّذِی لَا جَوْفَ لَهُ: از امام کاظم(ع) معنی صمد را پرسیدند، فرمود: صمد آن است که جوف نداشته باشد.