مظلومیت شیعه در عصر عباسیان صفحه 142

صفحه 142

گروهی از خویشان و فامیل خود به یاری یحیی آمده بود و چون راه زیادی طی کرده بودند عابران و همچنین اسبانشان خسته بودند و هنگامی که جنگ شروع شد نخستین کسی که فرار کرد هیضم و همراهان او بودند.

ابن عمار - راوی حدیث - می گوید:

«همین که یحیی مشاهده کرد که هیضم از میدان گریخت، در جای خود ایستاد و جنگید تا به قتل رسید و سعد ضبابی سرش را جدا کرد و نزد حسین بن اسماعیل آورد و در چهره اش به قدری اثر شمشیر و زخم بود که شناخته نمی شد».

حسین بن اسماعیل، سر «یحیی بن عمر» را به سوی بغداد حرکت داد. مردم بغداد چون هواخواه یحیی بودند، از این رو قتل او را باور نداشتند و با صدای بلند فریادمی زدند: یحیی کشته نشده است و این صداها به قدری زیاد شد که کودکان در کوچه فریاد می زدند: «ما قتل و ما فرّ ولکن دخل البرّ» نه کشته شده و نه گریخته بلکه سر به بیابان نهاده.((1))

مظلومیت فرزندان ابوطالب [فرزندان حضرت علی علیه السّلام ] را در کیفیت قتل آنها می توان به وضوح دریافت. بالاخره مرگ راهی است که همه باید آن را بپیمایند همان طور که خدای تبارک و تعالی می فرماید: ﴿کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَهُ الْمَوْتِ﴾ ولی کیفیت مرگ خیلی مهم است و اگر انسان نگاهی گذرا در کیفیت قتل امامان علیه السّلام و شیعیان داشته باشد سرفصل قتل آنها چیزی جز مظلومیت نیست.


1- . ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، ص594-593.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه