مظلومیت شیعه در عصر عباسیان صفحه 177

صفحه 177

ترک به خلافت نشست و کار، دست توزن بود و خلیفه هم به سبب بیماری فلج درگذشت.

در زمان این خلیفه به قدری ضعف دولت عباسی ظاهر شده بود که «احمد بن بویه» داخل بغداد شد و المستکفی به او خلعتی داد و او را به لقب «معزالدولهْ» و برادرش را به «عماد الدولهْ» و برادر دیگرش را به

«رکن الدولهْ» لقب داد و خود را لقب «امام الحق» داده و آنها را نمایندگان خود معرفی کرد و به این القاب سکّه زد، و پس از این امور، کم کم کار خلافت عباسی به اسم می گذشت.

این خلیفه وزیر و دبیری داشت به نام «محمد بن شیرزاد» که او هم نتوانست کاری انجام دهد، زیرا آل بویه بغداد را گرفتند.((1)) مورخان نوشته اند: در زمان خلافت مستکفی، معز الدوله به بغداد آمد. مستکفی امر خلافت را بر وی تفویض کرد و دستور داد به نام وی سکّه زدند. بعد از مدتی به معز الدوله رساندند که مستکفی قصد هلاکت تو را دارد. وقتی معز الدوله بر وی وارد شد، دست او را بوسید. خلیفه دستور داد صندلی گذاشتند و معز الدوله بر روی صندلی نشست. قدری نگذشت که دو نفر از اهل دیلم وارد شدند و دست به جانب مستکفی دراز کردند. مستکفی خیال کرد می خواهند دست او راببوسند، دستش را دراز کرد، ولی آنها دست های خلیفه را گرفتند و از تخت پایین کشیدند و شال او را به گردنش انداختند و کشیدند و لباس سلطنت را با خواری از او خلع کردند و چشمانش را کور کردند.((2)) مدت خلافت وی یک سال و چهار ماه بود.((3))


1- . عماد زاده، حسین ، تاریخ مفصل، ص465-466.
2- . دانستنی های سودمند از مکتب خلافت و ولایت، سید جواد عظیمی، ص132.
3- . مقاتل الطالبیین، ابو الفرج اصفهانی، ص963.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه