خلافت ابو عبد الله محمد المقتفی لامرلله
روزی که راشد از خلافت خلع شد، عمویش ابو عبد الله محمد بر سریر خلافت مستقل شد و چون راشد از بغداد بیرون رفت، مرکز خلافت را خالی گذاشت و آن مملکت در تحت تصرف سلطان مسعود درآمد. به دستور سلطان مسعود، راشد را به انواع معایب متهم کردند و سلطان در آن باب استفتاء نموده و علماء نوشتند که شخصی که متصف به این صفات باشد، سزاوار خلافت و امامت نیست و بعد از مشورت در اینکه چه کسی شایسته این امر خطیر است، قرعه به نام «المقتفی» افتاد. او مردی حکیم، کریم، عادل و نیکو سیرت بود. از نکات و جزئیات امور مملکت باخبر بود و از هنگام ظهور دیالمه تا اوایل دولت او، هیچ خلیفه ای مثل او در حکومتش استقلال نداشت.((1))
او را مقتفی لامرلله می گفتند به سبب آنکه شش ماه یا شش روز قبل از آنکه به خلافت رسد. حضرت رسول خداصلی الله علیه وآله را در خواب دید که او را بشارت خلافت داد و فرمود: «فاقتف بی» لاجرم چون بر خلافت مستقر شد طریق عدل را پیمود.((2))
در زمان خلافت مقتفی، وقایع مختلفی روی داد که آنها را به اختصار ذکر
1- . محمد بن خاوند شاه بن محمود، «میر خواند»، خلاصه ی صفحات 2744-2745-2746.
2- . تتمهْ المنتهی، شیخ عباس قمی، ص407.