مظلومیت شیعه در عصر عباسیان صفحه 54

صفحه 54

بروند. به همین خاطر در اواخر حیات امام جعفر صادق علیه السّلام، منصور با در هم شکستن نهضت شهر مدینه، شخص بسیار بی رحم و سنگدلی بنام «ریاح بن عثمان» را به فرمانداری مدینه منصوب کرد.

ریاح پس از ورود به مدینه مردم را جمع کرد و ضمن خطبه ای چنین گفت:

«ای اهل مدینه! من افعی و زاده افعی هستم! من پسر عموی مسلم بن عقبه((1)) هستم که شهر شما را به ویرانی کشید و رجال شما را نابود کرد. به خدا سوگند اگر تسلیم نشوید،شهر شما را درهم خواهم کوبید به طور که اثری از حیات در آن باقی نماند.

در این میان گروهی از مسلمانان از جا برخاستند و به عنوان اعترض فریاد زدند: «شخصی مثل تو که سابقه ای ننگین در اسلام دارد و پدرت دوباره به واسطه ارتکاب جرم، تازیانه (کیفر اسلامی) خورده، کوچکتر از آن هستی که این کار را انجام دهی، ما هرگز اجازه نخواهیم داد با ما چنین رفتاری کنی.

ریاح به منصور گزارش داد که مردم مدینه شورش نموده و از اوامر خلیفه اطاعت نمی کنند.

منصور نامه تندی به وسیله وی به مردم مدینه نوشت و آنها را تهدید کرد، ولی اثری نداشت، بطوری که قرائت نامه ریاح در مسجد هنوز به پایان نرسیده بودکه مردم وی را بالای منبر سنگ باران کردند و او برای حفظ جان خود از مجلس فرار کرد و پنهان گردید.((2))

منصور به دنبال این جریان تهدید خود را عملی کرد و با قطع راههای حمل و


1- . مسلم بن عقبه یکی از فرماندهان یزید بن معاویه بود.
2- . ابن واضح، تاریخ یعقوبی، ج3، ص114-115.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه