مظلومیت شیعه در عصر عباسیان صفحه 85

صفحه 85

سید امین در کتاب «اعیان الشیعه» می نویسد: بعد از درگذشت حضرت موسی بن جعفرعلیه السّلام، هارون الرشید یکی از فرماندهان خود به نام «جلودی» را به مدینه فرستاد و دستور داد که به خانه های آل ابی طالب حمله کنند و لباس زنان را غارت نماید و برای هر زنی فقط یک لباس بگذارد. جلودی گفتارهارون را در مدینه اجراء کرد. جلودی به منزل حضرت رضاعلیه السّلام آمد، حضرت همه ی زنها را در یک اتاق قرار داد و درب آن اتاق ایستاد و نگذاشت جلودی وارد شود. جلودی گفت: باید حتما داخل شوم و زنها را لخت کنم! حضرت متوسل به جلودی شده و قسم خورد که زیور و لباس زنها را بیاورد به شرط آنکه جلودی از جای خود حرکت نکند. بالاخره در اثر التماس و ملاطفت حضرت، قانع شد! حضرت داخل اتاق شد و طلا و لباس ها و اثاثیه ی منزل را آورده و تحویل جلودی داد و او همه را برای هارون آورد.

وقتی مأمون به سلطنت رسید، نسبت به جلودی غضب کرد و خواست او را بکشد. حضرت امام رضاعلیه السّلام در آن مجلس حاضر بود و از مأمون تقاضای عفو کرد. چون جلودی جنایت خود را نسبت به امام رضاعلیه السّلام به خاطر داشت، فکر کرد که حضرت درباره ی او سعایت می کند، رو کرد به مأمون و گفت: تو را به خدا سوگند سخن این شخص را درباره ی من قبول نکن! مأمون گفت: به خدا سوگند، حرفش را قبول نمی کنم،گردن او را بزنید. بلافاصله گردنش زده شد.((1))

مرگ هارون

هارون همان گونه که امام رضاعلیه السّلام پیش بینی کرده بودند، به رغم کوشش های


1- . اعیان الشیعهْ، ج2، ص15، سیرهْ الرضاعلیه السّلام.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه