تمدن زایی شیعه صفحه 197

صفحه 197

متوجه کردن به یگانه ی مطلق، به یگانگی رسانده اند یا فقط آن را از شلوغی زندگی عالم مدرنیته تخلیه کرده اند؟ شما در این ذکر بسیار خوب ماه شعبان، هفتاد مرتبه می گویید: «اَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذی لااله الّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ، الْحَیُّ القیُّومُ وَ اَتُوبُ اِلَیْه»(1) یا هفتاد مرتبه می گویید: «اَستَغفرُ اللهَ» یعنی از «الله» تقاضا می کنید که گناهان و ضعف های شما را ببخشد تا شایسته ی قرب شوید، حالا این «الله» که مورد توجه شماست، باید سه خصوصیت داشته باشد: «الَّذی لااله الّا هُوَ»، «الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ»، «الحَیُّ القَیّومُ» یعنی شما می گویید من دارم به یک «الله»ی توجه می کنم که اولاً؛ «لااله الّا هُوَ» یعنی، تمام قطب قلب من همان یگانه ی مطلق است، چون شرط نجات آن است که با تمام وجود متوجه آن یگانه شویم، آن هم با توجهی قلبی، و همان «الله»ی که یگانه ی مطلق است، «الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ» و «اَلْحَیُّ القَیّومُ» است. آن کاهن فکر می کند که گمراه نیست، در حالی که گمراه است، چون قلب او به سوی یگانه ی مطلق رجوع نکرده در حالی که غیر از یگانه ی مطلق، اصلاً واقعیت مستقلی در عالم نداریم، پس در واقع به سوی وَهمیات نظر می کند و لذا به هیچ می رسد. پس به این اعتبار نمی توان گفت گمراهی شدت و ضعف دارد و تصور کنیم شدت گمراهی آن کاهن نسبت به یک انسان غربی، کمتر است. وقتی که انسان جهت روحش را به اَحَد نینداخت، چه دو خدا را بپرستد چه ده خدا را، از نظر عقیدتی گمراه است. این جاست که هم انسان غربی گمراه است و هم آن کاهنِ تمدن فرعون، چون وقتی گمراهی را نسبت به دوری از اَحد بگیریم، هر دو گمراه اند. این ها بالأخره خداهای کثیر را می پرستند، ولی اگر به اَحد رسیده باشند وضعشان مثل پیروان بقیه ی ادیان است؛ ما معتقد نیستیم که مسیحیت و یهودیت با توجه به اصل دینشان، گمراه مطلق اند. آری؛ در مسیر توحید، شیعه، سنّی، مسیحی، یهودی، حتی زرتشتی، این ها همه شدت و ضعف دارند، یعنی همه ی این ها را در وادی نجات می دانیم؛ هیچ وقت «خالِدینَ فیها اَبَداً» را برای این ها به کار نمی بریم که بحث آن در علم کلام مطرح است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه