تمدن زایی شیعه صفحه 208

صفحه 208

بگویند: همین طبیعت را منقطع از عالم غیب ببین، می گوییم: در آن صورت ما واقعیتش را هم نمی بینیم؛ یعنی آنچه را که باید واقعاً از آن به دست بیاوریم، به دست نمی آوریم. بنابراین آگاهی هایی که ما از طبیعتِ منقطع از عالم بالا به دست می آوریم، آگاهی های حقیقی نیست و از این جا علم وهمی شروع می شود.

تفاوت التقاط فکری با گزینش علمی

سؤال: قبلاً فرمودید حضور تکنولوژیِ غربی ناخودآگاه فرهنگ خود را هم به همراه دارد، حال سؤال ما این است: در مورد برخورد با فرهنگ سایر ملل یا علوم پایه ی فرهنگ ها و تمدن های دیگر چه برخوردی می توان داشت، مثل شیمی و مکانیک و یا پزشکی؟

جواب: بنده معتقدم این سؤال را باید در ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار داد، از یک جهت باید عرض کنم در برخورد فکری با فکر سایر ملت ها مسئله فرق می کند، چون اگر واقعاً فکر در میان باشد - و نه تقلید- مطالبی را که می خواهیم و به دنبال آن هستیم، گزینش می کنیم و آن را در فرهنگ اصلی خود هضم می نماییم. تقریباً شبیه کاری که «ابن سینا» و «فارابی» با فلسفه ی یونان کردند. آن ها زبان تفکر فلسفی را از یونان گرفتند، اما در تفکر اسلامی هضم کردند، درست است که بوی تفکر «افلاطون» و «ارسطو» در فلسفه ی موجود در جهان اسلام به مشام می خورد، ولی روح «اسلامیت» در آن بیش از این حرف ها غلبه دارد. بیایید مقایسه کنید؛ ببینید: آیا حرف های «افلاطون» و «ارسطو» با حرف های«فارابی» و «ملاصدرا» یکی است و آن ها در یک افق سخن می گویند؟(1)

پس اگر با سایر افکار درست برخورد کنیم، می توانیم جنبه های مثبت آن افکار را جزء فکر خود کرده و به اصطلاح در خود هضم نماییم و این نشانه ی زنده بودن یک فرهنگ است. ولی یک وقت در رویارویی با فرهنگ های دیگر، در آن ها «استحاله» می شویم و از اصالت خود خارج می گردیم. اگر یک سگ در نمک زار افتاد، جنسش، جنس نمک می شود و می گویند آن سگ در نمکزار استحاله شده است، عین این حالت برای بعضی ملت ها به وجود آمده که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه