- مقدمه 1
- اشاره 9
- علت نیاز به قانون 13
- قدسی بودن قانون، لازمه ی عمل به آن 14
- فرار از تکنیک، راه چاره نیست 18
- هر تمدنی، فرهنگ و ابزار مخصوص به خود را می سازد 19
- تمدن یا انزوا 20
- رمز بقاء تمدن ها 22
- توجّه بیش از حد به خیال؛ علت جهانی شدنِ تمدن غرب 24
- تفاوت تمدن فراعنه با تمدن غرب 26
- آینده ی غرب و مقابله ی مستقیم با قداست ها 30
- تمدن دینی؛ تنها تمدن ماندنی 33
- تمدن شیعه؛ تنها تمدن دینی 35
- هم افق شدن با یک تمدن؛ علت پذیرش آن تمدن 40
- هر تمدنی ابزارساز است 42
- انقلاب اسلامی؛ ظهور جنگ اسلام و مدرنیته 44
- تحقق حتمی تمدن اسلامی 46
- تمدنی که در آینده، خود را منکشف می کند 49
- غفلت هایی که در راه است 57
- نشانه های حیات 62
- انقلاب اسلامی و جواب گویی به فطرت ها 64
- تمدن اسلامی؛ تمدنی فراگیر 67
- تشکیکی بودن حقیقت نظام اسلامی 73
- جمهوری اسلامی بستر ظهور حقیقت حکومت اسلامی 75
- جایگاه صحیح خیال در تمدن اسلامی 77
- قدرت تمدن اسلامی 82
- انکشاف قدرت های معنوی و مادی 85
- انقلاب اسلامی؛ مایه ی نجات از ظلمات دوران 86
- تنها مسیر نجات بشر جدید 90
- اشاره 98
- تمدن غرب؛ مادّی ترین تمدن تاریخ بشریت 100
- تفاوت تمدن فراعنه با تمدن غربِ مدرن 102
- چرا این همه شتاب؟ 104
- تمدن شیعی؛ رقیب اصلی تمدن غرب 107
- شرطِ زندگی سازبودن یک تمدن 113
- تفاوت زندگی اسلامی با تمدن اسلامی 116
- شیعه به دنبال تمدن اسلامی 120
- ابزار ها؛ حامل فرهنگ خاص خود 122
- ابزارهای مناسب عقل و قلب 126
- فرهنگ شیعه و قدرت گذار از روح تکنیک غرب 129
- بصیرت نخبگان جامعه نسبت به نقش فرهنگی ابزار های مدرنیته 132
- تفاوت برخورد ما با فلسفه ی یونان، با برخورد ما با غرب 134
- خودآگاهی تاریخی، راه نجات از فرهنگ مدرنیته 139
- ابزارهای مدرن و عقل شیطانی 144
- ظرفیت های ناب طبیعت 148
- توانایی های انقلاب اسلامی در حذف رقیبان 150
- برکات حضور حدّ اکثری مردم 157
- حدّ نصاب اسلامی بودنِ ارکان نظام 160
- راه های معرفی انقلاب اسلامی 163
- تعلق به انقلاب اسلامی؛ راه نجات از نیهیلیسم و اضمحلال 164
- ارائه ی تفسیر درست از تمدن غرب و مدرنیته 166
- شاخصه ی نظام مهدوی 169
- اشاره 171
- هدف از طرح مباحث «تمدن زایی شیعه» 172
- شیعه و مقاومت در مقابل غربی شدن 173
- گوهر تشیع در معادلات آینده 176
- افق تمدن های مختلف 178
- آفات شتاب 180
- رجوع به حقایقِ غیر قابل محاسبه 183
- تمدن اسلامی؛ بهترین تمدن ممکن 184
- عقل قدسی و تمدن سازی 185
- ریشه ی ظرائف تمدن های قدسی 188
- آفات اسلام سکولار 188
- اتصال به عاَلم ثبات؛ شرط بقای تمدن 190
- غرب راه نجاتی برای خود نمی شناسد! 191
- وقتی تکامل تکنیک هدف می شود 194
- علم غربی در خدمت روح تکنیک 195
- زندگی کاهنان چهره ی دیگر گمراهی 196
- اشاره 202
- علم از منظر اسلام 203
- علم حقیقی و علم وَهمی 206
- تفاوت التقاط فکری با گزینش علمی 208
- نقش فرهنگ ها در جهت دادن به علوم 210
- چگونگی ارتباط با «وجود» 213
- راه نجات از روح حاکم بر تکنولوژی 218
- آفات دلدادگی به فرهنگ غرب 219
- سختی های دوران گذار 222
- تمدن اسلامی، ابزار مناسب خود را می نمایاند 223
- برگشت به کجا؟! 225
- تفاوت معماری سنتی با معماری غربی 229
- عوامل حجاب رؤیت طبیعت 231
- شرایط افاضه ی «واهب الصّور» 232
- اولین قدم 234
- فرهنگ دینی و تعامل صحیح با طبیعت 235
- معنی اضمحلال تمدن ها 238
- آفات مدیریتِ غافل از ملکوت عالم 242
- اشاره 245
- تفاوت گرایش فطری با غریزی 246
- خصوصیات تمدن تعالی بخش 250
- جایگاه تمدن اسلامی نسبت به ایده آل های بشر 253
- ناکامی های انسان در عقل معاش 256
- غرب و گم شدن راه نجات 257
- شدت و ضعف یک تمدن در زندگی سازبودنِ آن 260
- مبنای مشروعیت نظام اسلامی 262
- تفاوت سخن هگل با تفکر شیعه 266
- لوازم کار بزرگ 267
- اشاره 270
- حتمی ترین واقعیت 272
- نگاه غلط به واقعیت عالم 273
- تمدنی برای آرامش و شکوفایی 276
- قلب های الهی و قلب های شیطانی 278
- فروکاستن طبیعت در حدّ پدیده ای محاسبه پذیر 282
- کمیت ها، حجاب کیفیت ها 284
- اشاره 291
- بحران؛ انتهای تمدن سکولار 292
- تجربه و تعبیر در علم 295
- هدف علم، شناخت طبیعت 298
- عرف اهل علم و زبان آن 299
- خصلت کنایه ای زبان علمی 300
- استفاده از تمثیل و مدل سازی در علم 301
- ربط مفاهیم علمی با واقعیت 302
- روحِ محدودنگرِ علم جدید 305
- ملاکی برای الهی و یا شیطانی بودن یک تمدن 306
- تغییر جهت میل ها،اولین قدم 311
- برکات نظر به تمدن اسلامی 313
- زمینه های فروپاشی یک تمدن 316
- معنی روح حاکم بر جامعه 319
- جایگاه نظر اکثریت 323
- توجه به ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه؛ بزرگ ترین عامل تحرک 328
- ناکامی در کامروایی افراطی 330
- جهانی شدن مشکلات 332
- اشاره 336
- تفاوت دوری از فرمان خدا، با مقابله با فرمان خدا 339
- تفاوت علم وَهمی و علم حقیقی 345
- تمدن غرب، مادی ترین تمدن تاریخ 349
- مدخلیت مشاهده گر 354
- تعبیر و تفسیرهای عدم تعیّن 355
- تفاوت جنبه های محاسباتی علم غربی با جهت داری آن 362
- لطافت تعامل با طبیعت 367
- نفس امّاره و تخریب طبیعت 368
- سیر فلسفه ی اسلامی 374
- اشاره 381
- آفت تعمیم علم غربی به همه ی تاریخ 387
- حاکمیت فرهنگ غربی در تکنولوژی 389
- ابزارهای بحران ساز 390
- معماری در دو منظر 392
- عدم جواب گویی طبیعت به نفس امّاره 394
- نفس امّاره و حجابِ از آینده 396
- تفکر فلسفی غرب 397
- راه عینیت بخشیدن به دین در جامعه 400
- ضرورت وجود فلسفه و عرفان در تمدن سازی 401
- ابزارسازی همراه با الهامات الهی 402
- نفت؛ تعادل یا عدم تعادل در طبیعت! 407
- بحران های غربی و پیشرفت پزشکی 408
- تفاوت مبانی طب سنتی با طب مدرن 410
- انسانِ به پایان رسیده 412
- آخرین سخن و اولین قدم 412
- تمدنی گرفتار در تنگنای عالم حسّ 413
- ظهور اسم جامع مهدوی 420
1- همان، ص179.
ظهور استعدادهای طبیعت. البته هنوز راه زیادی مانده است تا بفهمیم این علوم غربی در حین این که تکنولوژی را به ما داده چه چیزهایی را از ما و از محیط اطراف ما گرفته است.
اولین قدم
ممکن است بفرمائید در شرایط فعلی نمی توانیم به این حرف ها عمل کنیم؛ چون فرهنگ مدرنیته و ابزارهای مربوط به آن، همه ی اطراف ما را به جای کوزه ی سفالین و خشت تبدیل به همان بلوک سیمانی کرده است. بسیار خوب؛ عمل به این موضوع مثل نمازخواندن است. مگر بحث هایی که بنده راجع به نماز می کنم، وقتی خودم نماز می خوانم، می توانم همه ی آن ها را عمل کنم؟! مسلّم نه، ولی پیگیری موضوع و توجه به نقطه ی آرمانی آن، موجب می شود که قلب به انکشافاتی در راستای آن اهداف دست بیابد. پس«انکشاف» حالتی است که با پیگیری روح از عالم غیب نصیب انسان می شود و از طریق آن، حجاب ها عقب می رود، تا آنچه را که در فکرمان می شناسیم و می دانیم هست،در منظر و قلب خود پیدا کنیم. عین این مسئله در بحث های غرب شناسی مطرح است؛ به همین جهت می گوییم؛ ما باید توان انکشاف استعداد طبیعت را داشته باشیم تا بفهمیم غرب چه بلایی بر سر ما و محیط اطراف ما آورده است.
استعداد و قوه ی عالم طبیعت را «هیولای اُولی» گفته اند و تبیین فرموده اند: «هیولا» استعداد محض است، یعنی ماده ی اولیه ی طبیعت طوری است که استعداد پذیرش هر صورت را دارد و به عبارت بهتر آنچنان است که اگر ما شرایط مناسبی برایش فراهم کنیم از حضرت «واهب الصّور» زیباترین صورت به آن افاضه می شود و آن را با زیباترین صورت ظاهر می سازد. حال وظیفه ی ماست که بستری مناسب به وجود آوریم تا به مدد عالم غیب و اسماء الهی، عالم طبیعت به زیباترین نحوه ظاهر شود. کاری که حکیمانی مثل شیخ بهائی انجام می دادند و امروزه ما با روبه رو شدن با آثار آنان خود را مرتبط با عالم غیب می یابیم. گویا «واهب الصّور» که یکی از اسماء حضرت «الله» است، از طریق آن آثار با ما به گفتگو نشسته و واسطه ی این گفتگوها، حکیمانی هستند که طبیعت را به انکشاف کشاندند. ولی وقتی فرهنگ مدرنیته روابط خود را با عالم معنا قطع کرد و زمینه ی ظهور صورت های متعالی را از بین برد، مجبور