تمدن زایی شیعه صفحه 355

صفحه 355

ذرّه وار بروز می دهد، و این نتایج متفاوت نارسائیِ کوشش هایی را که برای تصوّرپذیری و تصویرگری واقعیت بر وفق مقولات تجربه ی روزمرّه انجام می گیرد، نشان می دهد.

در فیزیک کوانتوم، اتم باید همچون یک کلّ، باز نموده شود که هیچ جزء تفکیک پذیر ندارد، الکترون ها فردیت خود را از دست داده اند. مثلاً اتم هلیوم یک سیستم است که اجزاء تشکیل دهنده ی آن را نمی توان تفکیک کرد یعنی اجزاء با هم وحدت دارند و در واقع باید رفتار جمعیِ سیستم را نظارت کرد و نه اجزاء آن را.

هرچه وضع یک الکترون در یک آرایشِ آزمایشی، دقیق تر اندازه گیری شود، میزان عدم قطعیتِ هرگونه پیش بینی از سرعت آن، افزایش می یابد. این همان اصل عدم قطعیت و یا اصل عدم تعیُّن هایزنبرگ است- مثل این که انسان نمی تواند پیش بینی کند آیا یک شخص خاص خواهد مرد یا نه؟ ولی می تواند پیش بینی کند میزان احتمال مرگ یک نفر چقدر است.

تعبیر و تفسیرهای عدم تعیّن

ادعای لاپلاس که می گفت همه ی حوادث آینده را می توان با شناخت وضع کنونی، پیش بینی کرد، در نظریه ی کوانتوم مردود شناخته شده است، چرا که ما نه می توانیم وضع دقیق را و نه سرعت دقیق را پیش بینی کنیم. بلکه می توانیم برای آینده فقط احتمالات را محاسبه نماییم و علت آن را باید به «عدم قطعیت» و به عدم تعیُّن در خودِ طبیعت، برگرداند، یعنی در جهان اتمی بالقوگی هایی هست که انسانِ محقق نمی تواند به یقین بگوید، چگونه مسیرِ بالفعل شدن را طی می کند.

یک وقت نمی توانیم موضوعی را پیش بینی کنیم چون اطلاعات و معرفت ما ناقص است، یعنی جهل فعلی ما موجب نداشتن نظریه ی قطعی در مورد مسئله ای شده است، ولی یک وقت عدم قطعیت در پیش بینی ها به علت محدودیت بنیادین معرفت بشری است، که سیر خاصی را نمی توان در عالم به دست آورد. نفسِ کار تجربی با محدودیت همراه است، چنان که در حوزه ی معین و محدودی می توان تجربه نمود که آن حوزه ی محدود عین حوزه ی اصلی نخواهد بود، مثل خارج کردن یک سلول زنده از بافت زنده و مطالعه ی آن سلول در خارج از بافت و یا در زیر میکروسکوپ، در حالی که در این حالت این سلول آن سلول زنده ی در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه