تمدن زایی شیعه صفحه 375

صفحه 375

پایه ریزی کردند و این با فارابی(1)

مؤسس فلسفه ی اسلامی شروع شد و با تمام متانت و جوانب نگری خود را نمایاند و سپس آن تفکر به شیخ الرئیس ابن سینا(2)

سیر کرد و بیش از پیش پخته و پرداخته شد. این تفکر بدون آن که کوچک ترین خدشه ای به ساحت پاک شریعت وارد کند، در کنار شریعت جواب گوی سؤالاتی بود که باید جواب داده می شد و به واقع فلسفه ی فارابی و ابن سینا در بستری که اسلام فراهم نموده بود به وسعت و عمق خاصی رسید که هرگز در نوع یونانی خود چنین وسعت و عمقی نداشت، چرا که اسلام در منظر تفکر فلسفی، توجه به حقایقی را گوشزد می کند که امثال سقراط و افلاطون و ارسطو چنین حقایقی را در منظر خود نمی دیدند تا بدان بپردازند.

سیر تفکری که از فارابی شروع شد و توسط شیخ الرئیس ابوعلی سینا پرورش یافت، در مسیر طبیعی و تکاملی خود توسط شیخ شهاب الدین سهروردی(3) وارد حوزه ی دیگری از تفکر، یعنی تفکر اشراقی شد و فلسفه ی اشراق در حوزه ی تفکر اسلامی تدوین گشت. در این میان شخصیت بزرگ و فوق العاده ی خواجه نصیرالدین طوسی(4) آستین همت را بالا زد تا این دو تفکر را در حوزه ی اسلامی نهادینه کند. وی در عین این که یک چشم به فلسفه ی اشراق داشت، در دفاع از فلسفه ی مشاء تلاش ها نمود و روشن کرد اولاً: مشاء و اشراق قابل جمع اند، و ثانیاً: تفکر فلسفی - اعم از مشائی و اشراقی آن - قدرت اثبات مبانی اعتقادی دین اسلام را به خوبی دارند، آن هم اسلامِ در منظر شیعی، و از این طریق کلام شیعی را حال و هوای فلسفی داد.

درست است که خواجه نصیرالدین طوسی فلسفه ی جدیدی تأسیس نکرد، ولی تلاش او در دو موضع فوق، کار بزرگی بود که در مسیر تکامل فلسفه ی اسلامی انجام داد. در همین دوران؛

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه