تمدن زایی شیعه صفحه 397

صفحه 397

غرب از این منظر وارد شویم بهتر است از این که بخواهیم آن تفکر را به یک شخص یا گروه و یا حزب نسبت دهیم، در آن صورت از بصیرت لازم که باید به طریق درست از غرب عبور کنیم و بستر تحقق تمدن اسلامی را پایه ریزی کنیم، محروم می شویم. به عنوان مثال به جای این که بگوئیم غرب در دست صهیونیست ها است، بهتر است بگوئیم تفکری در غرب مطرح است که حزب صهیونیسم می تواند در آن نفوذ کند.

تفکر فلسفی غرب

عنایت داشته باشید تفکر غرب بعد از رنسانس بر مبنای فلسفه ای پایه ریزی شد که انسان ملاک خوب ها و بدها و هست ها و نیست ها گشت. به عبارت دیگر غرب بعد از رنسانس به اَدب رُمی یا اومانیسم برگشت نمود و نه تنها از مسیحیت یونانی زده ی قرون وسطی فاصله گرفت، حتی از تفکر جهان محور یونانی نیز تا حدّی جدا شد و انسان با صورت تامّه ی نفس امّاره اش مدّ نظر قرار گرفت به همین جهت می توان گفت یونانِ قبل از میلاد که با سقراط و پشت کردن او به دین شروع شد، در غرب امروزی به تمامیت خود رسیده و صورت نهایی خود را ظاهر کرده است و شرایطی پیش آمد که امروز با آشفته بازار تفکر روبه رو هستیم.

مسیحیت به جهت فاصله گرفتن از آخرین مکتبِ وحی، دیگر نمی توانست جواب گوی بشریت باشد و آرام آرام با مشکلات پیش بینی نشده روبه رو شد. هر چند به جهت نور ضعیفی از وَحی که با خود داشت در قرون وسطی گرفتار بحران های شدید نشد، ولی هرچه جلوتر آمد ناتوانائی هایش آشکارتر گشت به طوری که در اواخر قرون وسطی متفکران غربی که از مسیحیت مأیوس شدند، خواستند با تفکر خود مسائل جامعه را حل کنند و از این به بعد که به آن وَحیِ نیم بند به طور کامل پشت شد، مسائل و مشکلات لاینحلی گریبان جامعه را گرفت به طوری که هر روز بیشتر از روز قبل با آن مشکلات دست و پنجه نرم می کنند.

آقای اتین ژیلسون در کتاب «نقد تفکر فلسفی غرب» فضای غربِ بعد از قرون وسطی را مطرح می کند. بنده خلاصه ای کوتاه از نظرات ایشان را خدمتتان ارائه می دهم. او می گوید:

«در قرن 14 و 15 غرب گرفتار جوّی شد که وَحیِ منسوخ شده دیگر به آن کمک نمی کرد لذا گرفتار تضاد و شکاکیت ها گشت. نتیجه ی آن جنگ و دعواها تفکر دکارت در قرن 17

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه