تمدن زایی شیعه صفحه 410

صفحه 410

ممکن است ما برای رفع بحران های حاصل از تمدن غرب، امروزه راه حل های نزدیک به طبیعت را دنبال کنیم مثل درمان به کمک سلول های بنیادین، ولی باید به شرایطی چشم دوخت که در آن بسیاری از این بحران ها واقع نمی شود، امروزه ما مجبوریم در بستری که غرب به وجود آورده است حرکت کنیم منتها باید تلاش کرد با کمترین بحران روبه رو شویم و یا بحران را با بهترین روش - که موجب بحران دیگری نشود- جبران نماییم.

تفاوت مبانی طب سنتی با طب مدرن

سؤال: آیا غرب با مبانیِ غیر دینی می توانست در رشته ی پزشکی به علمی برسد غیر از آنچه امروز دارد که با چنین مشکلاتی روبه رو شده است؟ اگر انسان نگاه الهی نداشته باشد ولی به سنت های طبیعی آگاهی داشته باشد، می تواند به روش طب سنتی عمل کند و در سلامتی خود موفق باشد بدون آن که مثل طب جدید بیماری را پنهان کند. در روش طب سنتی اگر به تجرد روح هم معتقد نباشیم باز می توانیم کار را به همان شکل دنبال کنیم، پس ریشه ی مشکلاتِ به وجودآمده در پزشکی مدرن را نباید صرفاً در پشت کردن به دین جستجو کرد، بلکه مشکل به این جهت است که روحیه ی تعامل با طبیعت از دست رفته و در بهبود بیماری ها سرعتی غیر طبیعی دنبال می شود و روش هایی مورد نظر قرار می گیرد که سریعاً نتیجه بدهد.

جواب: بنده هم با نظر شما موافقم، به واقع بشر بعد از رنسانس فوق العاده سطحی نگر و عجول و اکنون زده شد و همان طور که آثار زیان بار برخوردش با طبیعت را در آینده دنبال نمی کند، آثار زیان بار برخوردش با بدن خود را نیز دنبال نمی نماید، و به کلی از نگاه حکیمانه محروم است.

چند چیز موجب موفقیت طب سنتی بود که طب جدید با این همه انرژی و وقتی که صرف می کند از آن ها محروم است، یکی این که در طب سنتی هماهنگی بدن با طبیعت را پذیرفته بودند و اطباء معتقد بودند چیزی به نام مزاج در بدن هست که جنبه ی تعادل بخشی دارد و باید تمام درمان ها در راستای حفظ مزاج باشد، که البته با دیدگاه تجرد نفس این موضوع بهتر تبیین می شود، ولی طبیبانی هم که معتقد به تجرد روح نبودند موضوعِ مزاج را قبول داشتند. نکته ی دومی که طب سنتی در بستر آن حرکت می کرد امیدواری آن طب به هدایت های طبیعی بدن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه