بررسی ریشه های تاریخی تشیع در افغانستان صفحه 186

صفحه 186

1- ([1]) کاتب، ملافیض محمد، وقایع افغانستان به نام بدل سراج التواریخ ج سوم قسمت اول ارگانی نشراتی سید جمال الدین حسینی (حبل الله) چاپ اول 1372 ایران تهران ص 251.

2- ([2]) همان ص 252.

است که این آتش سوزی ها و خراب کردن ها را عبدالرحمن بعدها به گردن سربازان نادان خود انداخت. و خود را تبرئه کرده، بی خبر قلمداد می کند. متأسفانه برخی از محققان طرفدار او نیز این خرابی ها را به عهده افسران و سربازان می اندازند و برای سرپوش گذاشتن روی جنایات وی از دستگیری و محکوم نمودن چند افسر و چند سرباز نام می برند؛ در حالی که افسران به دلایلی دیگر محکوم شدند تا رسوایی عبدالرحمن برملا نگردد.

این دستور عبدالرحمن به افسران و سربازان در حال جنگ در تاریخ بی سابقه است؛ زیرا هیچ حاکمی به سربازان در حال جنگ دستور عام نمی دهد که مردم کشورش را کاملاً نابود سازند.

بنابراین عبدالرحمن از جنایتکاران قبل و بعد خود وحشی تر و درنده تر بود. اگر کسی او را به عنوان یک جنایتکار جهانی نمی شناسد به خاطر این است که مردم افغانستان عموماً و مردم هزاره (شیعه) خصوصاً زبان و قلم نداشتند تا چهره واقعی او را به مردم کشور و جهان معرفی کنند و تلاش های مرحوم کاتب در این زمینه نتوانست با انبوه نوشته جات افراد متعصب به نفع عبدالرحمن مقابله کند.

کوچی های افغان با علاقه فراوان و انرژی زیاد در مبارزه و به اعتقاد آنها جهاد مقدس اشتراک ورزیدند و به جنگ هزاره ها آمدند که یکی از علت های عمده ای که باعث گردید کوچی های افغان در این جنگ شرکت کنند همان زمین های سرسبز و چراگاه های مساعد هزاره جات بود.

اما هدف عبدالرحمن نه تنها غصب و متصاحب زمین و دارایی های مردم بود بلکه در پی محو کامل هویت این مردم برای همیشه از کشور بود. او نمی خواست سند و مدرکی باقی بماند که نشان دهد این سرزمین های سرسبز و آباد روزی مال مردم هزاره بوده و افغان ها به زور تصاحب کرده اند.

ولی مرحوم کاتب با سند و مدرک جنایات عبدالرحمن و افراد نظامی و ملکی او روی کاغذ می آورد و بازماندگان این جلاد تاریخ به این تصور بودند که کاتب آنها را بزرگ می سازد البته تا حدودی این نظر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه