بررسی ریشه های تاریخی تشیع در افغانستان صفحه 208

صفحه 208

1- ([1]) همان ص 162.

2- ([2]) بصیر دولت آبادی هزاره ها از قتل عام تا احیای هویت ناشر ابتکار دانش 1385 قم.

سلطنت نادرخان بر اساس نقشه های پنهانی وی تمام افراد سرشناس و با نفوذ سرکوب شدند. در این مدت کوتاه، ظلم و ستم فراوان علیه مردم و مخالفان اعمال کرد. چنانچه این نکته در بین مردم شهرت داشت که می گفتند: «نادرخان با خنده و تبسم آدم می کشد». تا اینکه در سال 1312 ش به دست جوانی محصل به نام عبدالخالق، از مردم هزاره در هنگام توزیع جوایز به قتل رسید.

محمدظاهرشاه و شیعیان

وقتی محمدنادرشاه در 8 نوامبر 1933 توسط فردی که فرزند خوانده غلام نبی بود به قتل رسید.((1)) پس از مرگ نادرشاه یگانه فرزند 19 ساله اش به نام محمدظاهرشاه به سلطنت رسید. در اوایل سلطنت محمدظاهرشاه قدرت واقعی حکومت در اختیار سه عموی بانفوذ وی: محمودخان، ولی خان و هاشم خان بود. هاشم خان نخست وزیر بود. وی در سال 1946 به علت کهولت سن از قدرت کناره گیری کرد. هرچند که عملاً در امور مداخله می کرد، سپس رقابت شدیدی بین ولی خان و پسرش عبدالولی با ژنرال محمدداودخان در گرفت. ظاهرشاه در سال 1953 با کمک داودخان یک حرکت شبهه کودتا ترتیب داد و در اثر آن دست عموهای خود را از قدرت کوتاه کرد. داودخان که پسرعمو و شوهر خواهر وی بود نخست وزیر گردید.

ظاهرشاه سعی کرد حرکتهای اصلاحی امان الله خان و محمدنادرشاه را تدریجاً ادامه دهد. ابتدا برای جلب قلوب و افکار عمومی، پایبندی خود به اسلام و پیروی از شریعت اسلامی را اظهار کرد. لیکن بعدها روشهای خود را عوض کرد، تغییراتی در سیستم دولت انجام داد که از جمله آن تغییرات رفع حجاب بود.

ظاهرشاه پس از برکناری داودخان در سال 1963، سعی کرد اصلاحاتی انجام دهد، ابتدا قانون اساسی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه