بررسی ریشه های تاریخی تشیع در افغانستان صفحه 98

صفحه 98

1- ([1]) تیمور خانف، تاریخ ملی هزاره، ج 2 ص 31.

2- ([2]) سید عسکر موسوی هزاره های افغانستان ترجمه اسدالله شفایی ص 110.

خط مبارک حضرت حکم را گرفتند.((1))

علی اکبر تشیید در کتاب خود (هدیه اسماعیل) درباره تشیع بلاد غور گفته است که غور (هزاره جات) از ابتدا مرکز شیعیان بوده است و در سالهای 35-40 ق در زمان خلافت حضرت علی علیه السلام اسلام را قبول کردند و حضرت علی علیه السلام خواهرزاده خود جعده بن هبیره مخزومی را به ولایت خراسان گماشت و به علت کردار و رفتار اسلامی جعده با مردم خراسان آن روز مردم غور از موالیان و محبان حضرت گشتند و اطاعت خود را از آن حضرت اعلان نمودند و حضرت علی علیه السلام با فرمان دست نویس خود حاکمان محلی آن مناطق یعنی آل شنسیب را به حکمرانی القاء کرد و آل شنسیب نیز آن حکم را همچون میراثی پرافتخار از نسلی به نسلی دیگر انتقال می دادند تا اینکه سرانجام در سال 401 ق همزمان با حمله سلطان محمود غزنوی به غور آن سند تاریخی ناپدید شد.((2))

بعد از شهادت حضرت علی علیه السلام در عهد معاویه و حکام بنی امیه که سب و لعن حضرت علی علیه السلام در منابر و مساجد عالم اسلامی بخش نامه شده بود تنها ملتی که از این فرمان سرپیچی کردند و به آن حضرت لعن نکردند ملت هزاره یعنی شیعیان افغانستان بودند.((3))

قاضی منهاج السراج جوزجانی نیز در کتاب «طبقات ناصری» چنین می گوید:

به گمان قریب به یقین، امیر شنسیب والی غور در زمان خلافت حضرت علی علیه السلام اسلام آورد و نتیجه این شد که وی به واسطه عهد و فرمان حضرت علی علیه السلام بر ولایت غور باقی ماند. و آن فرمان نیز دست به دست در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه