راه یافته یا چگونه شیعه شدم صفحه 10

صفحه 10

زندگی من

اشاره

همواره به یاد دارم چگونه پدرم مرا با خود به مسجد محلّه ای که در ماه رمضان در آن«نماز تراویح» (1)خوانده می شد،برد.در آن زمان ده ساله بودم.وی مرا در جمع نمازگزاران وارد نمود که این عمل سبب شگفتی آن ها شد.

از چندی قبل می دانستم مربّی قرآن،ترتیبی داده که نماز تراویح را دو-سه شب به جماعت بخوانم و بعدا به گونه ای عادت کرده بودم که نماز تراویح را با گروهی از بچه های محل به جماعت می خواندم و منتظر می ماندم تا امام به نصف دوم قرآن [که من حافظ آن بودم]یعنی تا سورۀ مریم برسد.از آنجا که پدرم علاقۀ زیادی داشت ما قرآن را بیاموزیم،امام جماعت مسجد،که از بستگان ما و نابینا و حافظ قرآن بود،تا پاسی از شب در منزل به این مسئلۀ مهم می پرداخت.چون من در آن خردسالی،نصف قرآن را حفظ کرده بودم و مربی قرآن که ترتیب دهندۀ این برنامه بود،برای نشان دادن نتیجه و ثمرۀ زحمات و دانش خود،برخی رموز مربوط به تلاوت قرآن را به من آموخت و چندین بار آن ها را پرسید تا دربارۀ درک و استعداد من یقین حاصل کند.

بعد از موفقیّت در امتحان و پایان نماز و تلاوت قرآن در حضور جمعیّت،آن هم بهتر از آنچه که پدر و مربّی قرآنم انتظار داشتند،همۀ مردم به سوی من آمدند و


1- 1) .نماز تراویح را از این جهت به این اسم نامیده اند که بین هر دو رکعت نماز می توان استراحت کرد و به آن نماز اشفاع نیز گفته می شود،چون طبق عقیدۀ اهل سنّت،این نماز در قیامت نمازگزار را شفاعت می کند.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه