راه یافته یا چگونه شیعه شدم صفحه 164

صفحه 164

راضی می شد،امّا می بینیم فاطمه از وی خشمگین شد و تا زنده بود با او سخن نگفت؛ زیرا آن حضرت هرگاه به ابو بکر مراجعه می کرد ابو بکر سخن او را رد می کرد و گواهی او و شوهرش علی را نمی پذیرفت؛ازاین رو،خشم آن بزرگوار فزونی یافت تا آنجا که به شوهرش وصیّت کرد بدنش را نیمه شب به خاک بسپارد و به آن ها (مخالفان)اجازه ندهد در تشییع پیکرش شرکت کنند. (1)

با توجّه به ماجرای دفن شبانه و پنهانی بدن حضرت و طی سال هایی که به بررسی مشغول بودم به مدینۀ منوّره رهسپار گشتم تا خود از نزدیک بر بعضی مسائل آگاهی یابم و آن را به دست آورم.نخستین چیزی که دیدم نهان بودن قبر زهرا بود که کسی جای آن را نمی داند.به گفتۀ بعضی در حجرۀ رسول خداست و بنا به نقلی مقابل حجرۀ پیامبر در خانۀ خودش،و به قولی میان قبور سایر اهل بیت،بدون علامت و نشان،در قبرستان بقیع مدفون است.

برایم روشن گردید آن حضرت خواسته با این عمل،عموم مسلمانان را با پرسش از یکدیگر به تحقیق وادارد تا در پی علّت این امر برآیند که چرا حضرت از شوهرش خواست وی را پنهانی شبانه دفن نماید و کسی از آن ها در تشییع جنازه اش حاضر نشود.بدین ترتیب،هر مسلمانی با مراجعه به تاریخ،واقعیّت این ماجرا را به دست می آورد.

ثانیا می دیدم وقتی کسی می خواست برای دیدن قبر عثمان بن عفّان برود مسافت زیادی می پیمود تا به آخر قبرستان بقیع می رسید و در کنار یک چهاردیواری آن را پیدا می کرد، درصورتی که بیشتر صحابه در ابتدای قبرستان بقیع و نزدیک محل ورود مردم مدفون هستند،از جمله مالک بن انس،پیشوای مذهب مالکی که حتّی تابعین پیامبر را نیز ندیده،در نزدیکی محل دفن همسران پیامبر صلّی اللّه علیه و اله مدفون است.با مشاهدۀ این قضیّه گفته مورّخان را به یاد آوردم که عثمان در منطقه ای به نام«حشّ کوکب»


1- 1) .صحیح بخاری،ج 3،ص 36؛صحیح مسلم،ج 2،ص 72(باب چیزی را به ارث نمی گذاریم،آنچه می ماند صدقه است.)
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه