راه یافته یا چگونه شیعه شدم صفحه 213

صفحه 213

نخستین نامۀ حامل خبر گرایش من به آیین شیعه به مناسبت عید غدیر به حضور آقای خوئی و آقای سیّد محمّد باقر صدر رسید،زیرا برای نخستین بار بود که در شهر ما بدین مناسبت،مجلس جشن و سرور برگزار می شد؛بدین ترتیب ماجرای من زبانزد مردم شد دانستند که من شیعه شده ام و مردم را به پیروی از اهل بیت رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله دعوت می کنم و تهمت ها و شایعه ها در همه جا شروع شد،گفتند من جاسوس اسرائیل هستم و کارم این است که مردم را در مذهبشان به شکّ و تردید بیندازم و صحابه را ناسزا می گویم و خلاصه اینکه مرا شخصی آشوبگر و فتنه انگیز معرفی کردند.

در تونس با دو تن از دوستان خود،راشد غنوشی و عبد الفتّاح مورو،تماس برقرار کردم.آن دو به شدّت با من به مخالفت برخاستند.در گفت وگویی که بین من و عبد الفتّاح رخ داد گفتم:بر همۀ ما،به عنوان یک فرد مسلمان،واجب است با دقت به کتاب ها و تاریخ خود مراجعه کنیم،کتاب صحیح بخاری را برای مثال ذکر کردم که در آن مطالبی است که نه عقل آن را می پسندد و نه دین و مذهب.آن ها از این جمله بسیار ناراحت شدند و به من گفتند:تو کی هستی که بتوانی از بخاری انتقاد کنی؟من با تمام توان سعی کردم آنان را برای ورود به بحث و گفت وگو قانع و راضی کنم،امّا نپذیرفتند و گفتند:اگر تو شیعه شده ای ما شیعه نخواهیم شد و مسائلی از این مهم تر را پیش رو داریم،ما در مقابل حکومت کشورمان که طبق دستورات اسلام عمل نمی کند مقاومت و پایداری می کنیم.به آن ها گفتم:تا زمانی که شما به حقیقت اسلام پی نبرده اید چه فایده دارد،تازه اگر به حکومت نیز برسید بدتر از آن ها عمل خواهید کرد و بدین سان،با ناراحتی از یکدیگر جدا شدیم.

بعد از این ماجرا موج شایعات بر ضدّ من از ناحیۀ«اخوان المسلمین»که در آن زمان با روش و مسیر حرکت و جنبش اسلامی آشنایی نداشتند،فزونی یافت.در مجالس و محافل خود چنین وانمود کرده بودند که من مزدور حکومت هستم و مسلمان ها را در آیین خودشان به شکّ و تردید وامی دارم تا جایی که خود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه