راه یافته یا چگونه شیعه شدم صفحه 214

صفحه 214

اخوان المسلمین را از تشکیل هسته های مقاومت در برابر حکومت بازمی دارم و منصرف می کنم.

ازاین رو،چاره ای ندیدم جز اینکه هم از جوانانی که در گروه اخوان المسلمین مشغول فعالیّت بودند و هم از بزرگانی که پیرو صوفیه بودند گوشه گیرم و انزوا اختیار کنم.بدین ترتیب،در بین هم کیشان و برادران و دوستان و در وطن خود مانند افراد غریب به سر می بردم،امّا خدای سبحان بهتر از آن را روزی من گرداند.برخی جوانان از شهرهای دیگر می آمدند و از من جویای حقیقت مطلب می شدند و من آنچه را که در توش و توان داشتم برای اشباع آنان حضورشان تقدیم می کردم.عدّه ای از جوان های پایتخت و قیروان و سوسه و سیدی بوزید،به مذهب حق گرویدند و در خلال مسافرت تابستانی خود که از اروپا می گذشتم با برخی از دوستان در فرانسه و هلند ملاقات کردم،دربارۀ این موضوع با آنان گفت وگو کردم که آن ها نیز به یاری خدا هدایت شدند.

هنگامی که با آقای سیّد محمّد باقر صدر در نجف اشرف ملاقات کردم بسیار لذّت بردم.عدّه ای از علما در منزل وی حضور داشتند.ایشان مرا نهال و هستۀ اصلی تشیّع و پیروان اهل بیت علیهم السّلام در تونس به آنان معرفی کرد،همچنین آنان را از گریۀ شوق خویش هنگام رسیدن نامۀ من که حامل خبر خوش و تهنیت به مناسبت عید غدیر و برگزاری نخستین مراسم جشن و سرور به این مناسبت بود مطلع ساخت و من از شایعات مخالفان و مخالفت ها و انزوایی که با آن روبه رو بودم نزد ایشان شکوه کردم.وی در ابتدای سخن خویش گفت:ناگزیر باید سختی ها را تحمّل نمود، زیرا پیمودن راه اهل بیت دشوار است،شخصی نزد پیامبر صلّی اللّه علیه و اله آمد و عرض کرد:

«إنّی احبّک یا رسول اللّه؛فقال له:إبشر بکثره الإبتلاء،فقال:و احبّ إبن عمّک علیّا،فقال:

إبشر بکثره الأعداء،فقال:و احبّ الحسن و الحسین،فقال له:إبشر للفقر و کثره البلاء؛ ای رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله!من به شما علاقه مندم،حضرت فرمود مژده باد تو را به گرفتاری های زیاد،آن شخص عرضه داشت:من به پسر عموی شما علی نیز

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه