راه یافته یا چگونه شیعه شدم صفحه 217

صفحه 217

خداوند این گونه هدایت می کند

در یکی از روستاهای جنوب تونس در مجلس جشن عروسی،زن ها دربارۀ ازدواج زن و مردی گفت وگو می کردند.در آن جلسه،پیرزنی حضور داشت و از شنیدن این مطلب که فلان مرد با فلان زن ازدواج کرده است اظهار تعجب کرد.وقتی زن های حاضر در جلسه سبب شگفتی و تعجّب وی را جویا شدند در پاسخ گفت:من این پسر و دختر را در بچگی شیر داده ام و آن ها خواهر و برادر رضاعی محسوب می شوند.زن ها این خبر داغ را برای شوهران خود نقل کردند و در بین مردها نیز این خبر منتشر شد.پدر خانم آن مرد متوجّه شد که پیرزن و دایۀ مشهور،دختر وی را شیر داده است.به هرحال با انتشار این خبر درگیری سختی بین دو قبیله درگرفت و هر یک،دیگری را متّهم کردند که سبب این حادثۀ اسفناک که آن ها را مورد خشم خدا و عذاب او قرار می دهد شما بوده اید به ویژه که ده سال از این ازدواج گذشته بود و آنان دارای سه فرزند بودند.همسر آن مرد به مجرّد شنیدن این خبر به خانۀ پدرش رفت و لب به غذا نمی زد تصمیم به خودکشی گرفت زیرا برای او قابل تحمّل نبود که با برادر خود ازدواج کرده باشد و از او دارای فرزند باشد.در پی این امر عدّه ای از دو طرف درگیری پیدا می کنند و زخمی می شوند تا اینکه یکی از بزرگان قبیله در ماجرا دخالت می کند و به درگیری پایان می دهد و آنان را راهنمایی می کند که نزد علما و بزرگان دین روند و در این قضیّه فتوای آن ها را جویا شوند،شاید راه حلّی برای آن بیابند.

آنان در شهرهای نزدیک خود به جست وجو پرداختند و از علمای آنجا پرسیدند و آن ها را در جریان امر قرار دادند.آنان چنین ازدواجی را حرام دانستند و دستور دادند زن و شوهر فوری برای همیشه از یکدیگر جدا شوند و بنده ای را آزاد کنند یا دو ماه روزه بگیرند و از این قبیل فتواها.

با علما و دانشمندان قفصه نیز تماس گرفتند همین پاسخ را شنیدند،زیرا همۀ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه