راه یافته یا چگونه شیعه شدم صفحه 26

صفحه 26

دیدار در کشتی

پس از تهیّۀ جا در یک کشتی مصری،که به بیروت می رفت،در روز معیّن رهسپار اسکندریه شدم. درحالی که روی تخت آرمیده بودم خستگی روحی و جسمی فراوانی احساس می کردم،اندکی خوابیدم.کشتی دو سه ساعت پیش رفته بود که با صدای بغل دستی خود بیدار شدم،او می گفت:ظاهرا این برادر خسته است.گفتم:

آری،مسافرت از قاهره به اسکندریه مرا خسته کرده و چون می خواستم زود و سروقت برسم دیشب را نیز بیدار بوده ام.

از لهجۀ او دانستم مصری نیست و بنا به عادت بر آن شدم با او آشنا شوم،بدین جهت خودم را به او معرّفی کردم و دانستم وی اهل عراق و استاد دانشگاه بغداد،و «منعم»نام دارد و برای ارائۀ رسالۀ دکترای خود در الازهر به قاهره آمده بود.

دربارۀ مصر و جهان عرب و اسلام و شکست اعراب و پیروزی یهودیان به گفت وگو پرداختیم که سخنانی دردناک بود.من در سخنانم یادآور شدم سبب شکست ما پراکندگی اعراب و مسلمانان به صورت کشورهای کوچک و فرقه های گوناگون و مذهب های مختلف است؛بااینکه مسلمانان از نظر جمعیّت بسیارند،امّا بر اثر همین از هم پاشیدگی در برابر دشمن ناتوانند.

دربارۀ مصر و مصریان نیز بسیار گفت وگو کردیم و در مورد علّت و سبب شکست اتّفاق نظر داشتیم،من اضافه کردم مخالف تقسیماتی هستم که استعمار،آن ها را در بین ما به وجود آورده تا آسان تر بتواند سرزمین های ما را اشغال کند و ما را تحت سلطۀ خود درآورد؛ولی ما فقط در پی جدا کردن مذهب مالکی از حنفی هستیم.

هنگام ورود به مسجد ابو حنیفه در قاهره سرگذشت تأسف باری برایم پیش آمده بود که برایش نقل کردم،گفتم:من روزی به مسجد آنان رفتم و نماز عصر را با آنان به جماعت خواندم.بعد از نماز مردی،که پهلوی من ایستاده بود،با عصبانیّت به من گفت چرا دست بسته نماز نخواندی؟من مؤدّبانه و با احترام به او پاسخ دادم که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه