راه یافته یا چگونه شیعه شدم صفحه 39

صفحه 39

عبد القادر مردی زاهد بود و مردم او را دوست می داشتند و پس از وفات وی پیروانش فرقه ای به نام فرقۀ«قادریه»به وجود آوردند،همان گونه که پیروان هر صوفی چنین می کنند و افزود در حقیقت،وضع اعراب ازاین جهت بسیار تأسف انگیز است.

به ذهنم تعصّب وهّابی ها خطور کرد،به دکتر گفتم:جناب دکتر،شما همانند وهّابیان می اندیشید،زیرا آن ها نیز مانند شما می گویند اولیایی در کار نیست.وی گفت:خیر،من اندیشۀ وهّابی ندارم،جای تأسف است که مسلمان ها برخی مسیر افراط و بعضی مسیر تفریط را می پویند یا خرافاتی را که نه عقل می پسندد و نه شرع، تأیید می کنند یا اینکه همه چیز حتّی معجزات پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و روایات رسیده از او را تکذیب می کنند،زیرا با هواهای نفسانی و اعتقاداتی که دارند سازگار نیست؛ ازاین رو،عدّه ای شرق زده و عدّه ای غرب زده می شوند،مثلا صوفی ها می گویند شیخ عبد القادر گیلانی در بغداد حضور پیدا می کند و در همان وقت در تونس نیز حضور دارد،بیماری را در تونس شفا می دهد و در همان وقت در رود«دجله»کسی را از غرق شدن نجات می دهد،این افراط است؛وهّابی ها-برعکس صوفی ها-همه چیز را دروغ می دانند تا جایی که اگر کسی توسّل به پیامبر پیدا کند او را مشرک می دانند و این نیز تفریط است؛امّا ما آن گونه که خداوند در قرآن فرموده است: وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النّاسِ؛ (1)و بدین سان شما را امّتی میانه گردانیدیم تا گواهانی بر مردم باشید)هستیم.

سخنان او مرا شگفت زده کرد،از او سپاس گزاری نمودم و به آنچه گفته بود قانع شدم.کیفش را گشود و رساله ای را که دربارۀ عبد القادر گیلانی نوشته بود بیرون آورد و به من هدیه کرد.همچنین مرا به میهمانی دعوت نمود،امّا من پوزش خواستم.

از تونس و شمال آفریقا نیز سخن به میان آمد تا اینکه دوستم از راه رسید و پس از


1- 1) .بقره(2)آیه 143.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه