راه یافته یا چگونه شیعه شدم صفحه 46

صفحه 46

سپری می کردم،در دریای زهد امام و ساده زیستی او شناور بودم، درصورتی که او امیر مؤمنان و چهارمین خلیفه بوده است.

ناگفته نماند که در شهر کوفه ارج و احترام بیش از حدّی از مردم مشاهده نمودم به گونه ای که هرجا به جمعی از مردم برمی خوردیم آن ها برمی خاستند و بر ما سلام می کردند.دوستم بیشتر آن ها را می شناخت.یکی از آن ها که مسئول مدرسۀ عالی کوفه بود ما را به منزلش دعوت کرد و در آنجا ضمن ملاقات و آشنایی با فرزندانش شب خوشی را گذراندیم.من احساس می کردم بین خانواده و بستگان خود هستم.

آنان وقتی از اهل سنّت و جماعت سخن می گفتند بیان می داشتند«برادران اهل سنّت ما».با گفتار آنان خو گرفته بودم و برای اینکه به درستی گفتۀ آن ها پی ببرم به طور آزمایشی از آنان سؤالاتی می کردم.

از آنجا به شهر نجف رفتیم که ده کیلومتر با کوفه فاصله داشت.هنگامی که به آنجا رسیدیم با دیدن گلدسته های طلایی،که در اطراف گنبدی از طلای ناب وجود داشت،حرم کاظمین در بغداد به خاطرم آمد و پس از خواندن اذن دخول که مرسوم شیعیان بود وارد حرم امام شدیم.آنچه را که در اینجا مشاهده کردم شگفت آورتر از مواردی بود که در حرم امام موسی کاظم علیه السّلام دیده بودم.طبق عادت فاتحه ای خواندم و تردید داشتم که آیا واقعا جسم شریف امام علی داخل این قبر است یا نه.با مشاهدۀ خانۀ حضرت در کوفه و ساده زیستن او قانع شده بودم،امّا با خود گفتم امکان ندارد امام علی به حرمی که چنین با طلا و نقره زینت شده راضی باشد، درحالی که مسلمانان در گوشه و کنار جهان از گرسنگی جان می دهند به ویژه وقتی که در طول مسیر می دیدیم فقرا و مستمندان برای به دست آوردن پولی به عنوان صدقه، گدایی می کنند؛زبان حالم این بود:آهای شیعه ها،شما گناهکارید،لااقل به این گناه اقرار کنید،علی کسی بود که پیامبر او را برای نشر عدالت و برابری حتی یکسان کردن قبرها با زمین برگزید،پس این مرقدهای مزیّن به طلا و نقره چیست؟اگر این عمل شرک به خدا نباشد حد اقل گناهی است بزرگ که از نظر اسلام بخشوده نیست.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه