راه یافته یا چگونه شیعه شدم صفحه 55

صفحه 55

به آن ها آدرس دادم.

دوباره به دعوت یکی از افراد حاضر در جلسۀ آقای خوئی به نام«ابو شبر»از دوستان«منعم»به کوفه آمدیم.به منزل او رفتیم و شب را با گروهی از جوانان اهل علم که یکی از شاگردان سیّد محمّد باقر صدر نیز در آن جلسه حضور داشت گذراندیم.

بعضی دوستان به من اشاره کردند با وی به بحث و گفت وگو بپردازم و قول دادند در روز بعد ترتیب ملاقات مرا با آقای سید محمد باقر صدر بدهند.دوستم منعم این پیشنهاد را پسندید،امّا به جهت کار لازمی،که در بغداد داشت و می بایست آنجا باشد،از عدم حضور خودش تأسف خورد و قرار بر این شد من سه چهار روز در منزل ابو شبر بمانم تا منعم برگردد.او بعد از نماز صبح ما را ترک گفت.به هرحال بعد از آن قرار،مهیّای خواب شدیم و من از حضور آقایان اهل علمی،که شب را در خدمت آن ها بودم،بسیار استفاده کردم و از اینکه آن ها در حوزه علاوه بر علوم اسلامی و احکام شرع و توحید،علوم مختلف دیگری مانند علم اقتصاد و علوم اجتماعی و سیاسی و تاریخ و لغت و کیهان شناسی و نجوم و غیر آن را تحصیل می کنند به شگفت آمده بودم...

دیداری با سیّد محمّد باقر صدر

به اتفاق آقای ابو شبر به منزل آقای سیّد محمّد باقر صدر رفتیم.ابو شبر در طول مسیر با سخنان گرم خود دربارۀ علمای مشهور و پیرامون تقلید و مسائل دیگر برایم سخن می گفت.وارد منزل وی،که پر از طلبه های جوان و معمم بود،شدیم.آقای صدر برخاست و بر ما سلام کرد.مرا به وی معرفی کردند.او چندین بار به من خوش آمد گفت و مرا در کنار خود نشاند و دربارۀ تونس و الجزائر و برخی دانشمندان معروف مانند«خضر حسین»و«طاهر بن عاشور»و دیگران سئوالاتی از من پرسید.از گفته های او خرسند شدم و با وجود ابّهت او و احترام حاضران جلسه خویش را در تنگنا نمی دیدم،گویی او را قبلا می شناختم.از آن جلسه که وی به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه