- مقدّمه استاد سیّد محمّد جواد مهری 1
- اشاره 12
- اشاره 52
- نخست:خارج کردن مخالفان از صحنۀ اقتصادی و فلج کردن آنها 53
- دوم:برکناری و فلج کردن مخالفان از بعد اجتماعی 55
- سوّم:بیرون راندن مخالفان از صحنۀ سیاسی 58
- اشاره 73
- دلایل 76
- پس راه حل چیست؟! 193
- پس راه حلّ چیست؟ 194
- اشاره 202
- نخست-سنت خلفای راشدین 203
- دوم:سنت همۀ صحابه 206
- سوّم:سنت تابعین(علمای اثر) 207
- چهارم:شیوۀ فرمانروایان 209
- پنجم:دیگر منابع فقه،نزد«اهل سنّت» 212
- اشاره 240
- یادآوری ضروری 245
- ب-کتابهای متفرقه: 267
- أ-کتابهای دکتر محمد تیجانی: 267
در طبقات ابن سعد از مسیّب بن رافع آورده اند که گفت:اگر در چیزی قضاوت شود که در آن باره سخنی نه در قرآن و نه در سنّت نیامده باشد، آن را«صوافی الامراء»می خوانند،و کار را به آنان می سپارند.و آنان اهل علم را برای آن کار جمع می کنند،نظر آنان بر هرچه قرار گرفت،همان حق است. (1)
و ما می گوییم:قرآن فرموده است:
«وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ ،بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَ أَکْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ کارِهُونَ». (2)
یعنی:«اگر حق از خواسته های آنان پیروی کند،آسمان و زمین تباه می شود بلکه حق را برای آنان آورده و بیشتر آنان حق را ناخوش دارند».
پنجم:دیگر منابع فقه،نزد«اهل سنّت»
از میان آنها قیاس،استحسان،استصحاب،سدّ باب ذرائع و اجماع، بسیار مشهور است.امام ابو حنیفه در عمل به قیاس و کنار نهادن احادیث، شهرت داشته،چنانکه مالک،در مراجعه به عمل مردم مدینه و سدّ باب ذرائع و امام شافعی در مراجعه به فتوای صحابه،شهرت داشت.و آنان را به درجاتی تقسیم می کرد و«عشرۀ مبشره»(ده تن که مژده بهشت یافته اند)را بر دیگران برتری می داد،سپس مهاجران نخستین،و سپس
1- 1) -طبقات ابن سعد،ج 6،ص 176.
2- 2) -مؤمنون،70 و 71.