- مقدّمه استاد سیّد محمّد جواد مهری 1
- اشاره 12
- اشاره 52
- نخست:خارج کردن مخالفان از صحنۀ اقتصادی و فلج کردن آنها 53
- دوم:برکناری و فلج کردن مخالفان از بعد اجتماعی 55
- سوّم:بیرون راندن مخالفان از صحنۀ سیاسی 58
- اشاره 73
- دلایل 76
- پس راه حل چیست؟! 193
- پس راه حلّ چیست؟ 194
- اشاره 202
- نخست-سنت خلفای راشدین 203
- دوم:سنت همۀ صحابه 206
- سوّم:سنت تابعین(علمای اثر) 207
- چهارم:شیوۀ فرمانروایان 209
- پنجم:دیگر منابع فقه،نزد«اهل سنّت» 212
- اشاره 240
- یادآوری ضروری 245
- ب-کتابهای متفرقه: 267
- أ-کتابهای دکتر محمد تیجانی: 267
و به نظر او،علی(علیه السلام)هیچ برتری و فضیلتی ندارد،و معاویۀ آزاد شده در جنگ و فرزندش یزید کافر و سفّاح جنایتکار را بهتر از او می داند.و این از شگفتیهای روزگار است!
عبد الله بن عمر فرزند راستین پدر خویش است.و هر چیزی در جای خود،نباید مایۀ شگفتی گردد،زیرا از کوزه همان برون تراود که در اوست.پدرش با همۀ توان خود کوشید علی(علیه السلام)را از صحنۀ خلافت کنار بگذارد و در نظر مردم خوار سازد.
و پسر کینه توزش نیز،با آنکه علی(علیه السلام)پس از مرگ عثمان با بیعت مهاجر و انصار به خلافت رسیده،باز هم از بیعت با او خودداری می کند.و حدیث می خواند و چنین وانمود می سازد که علی(علیه السلام) هیچ امتیازی ندارد.و مانند یکی از مردم عادی است!!!
عبد الله بن عمر به دولت امویان بسیار خدمت کرد و معاویه و یزید را به دروغ و با تهمت زدن به پیامبر(صلی الله علیه و آله)تاج خلافت بر سر نهاد و خلافت سفاح و منصور و همۀ فاسقان بی بندوبار اموی را پذیرفت.و آنان را بر سرور مسلمانان و رهبر مؤمنان-به نص قرآن و سنّت-مقدم داشت.و خلافت او را با آنکه واقع شده بود،نپذیرفت،و این شگفت آور است!
ما باز هم به خدمت ابن عمر می رسیم.و در بحث آینده،بیشتر از شخصیت او پرده برمی داریم.با آنکه در این نوشته نیز،اعتبار و عدالت او زیر سؤال می رود،و ساقط می گردد.و در شمار نواصب درمی آید که مذهب«اهل سنّت و جماعت»را تأسیس کرده اند.و نزد آنان از