- مقدّمه استاد سیّد محمّد جواد مهری 1
- اشاره 12
- اشاره 52
- نخست:خارج کردن مخالفان از صحنۀ اقتصادی و فلج کردن آنها 53
- دوم:برکناری و فلج کردن مخالفان از بعد اجتماعی 55
- سوّم:بیرون راندن مخالفان از صحنۀ سیاسی 58
- اشاره 73
- دلایل 76
- پس راه حل چیست؟! 193
- پس راه حلّ چیست؟ 194
- اشاره 202
- نخست-سنت خلفای راشدین 203
- دوم:سنت همۀ صحابه 206
- سوّم:سنت تابعین(علمای اثر) 207
- چهارم:شیوۀ فرمانروایان 209
- پنجم:دیگر منابع فقه،نزد«اهل سنّت» 212
- اشاره 240
- یادآوری ضروری 245
- ب-کتابهای متفرقه: 267
- أ-کتابهای دکتر محمد تیجانی: 267
«یا علی!همانا تو وصی،خلیفه،وزیر،وارث و پدر فرزندان من هستی و شیعیانت شیعیان من و دوستانت دوستان من و دشمنانت دشمنان من...خوشا به حال کسی که از تو پیروی کرد و چه بدبخت شد کسی که با تو دشمنی نمود.و بی گمان فرشتگان،با ولایت و محبّت تو،به خدای متعال نزدیک می شوند.به خدا قسم یاران و دوستانت در آسمان بیشتر از زمین هستند».
ابن جریر طبری در تفسیرش،در تفسیر آیه «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ» می گوید:
حافظ جمال الدین زرندی از ابن عباس نقل می کند که وقتی این آیه نازل شد رسول خدا(صلی الله علیه و آله)به علی(علیه السلام)فرمود:
«هو أنت و شیعتک،تأتی أنت و شیعتک یوم القیامه راضین مرضیین...»(1)
خیر البریه(بهترین مردم)تو و شیعیانت هستید.همانا تو و شیعیانت در روز قیامت محشور می شوید درحالی که از خداوند راضی هستید و خداوند از شما راضی خواهد بود.
ابن حجر هیثمی در الصواعق المحرقه نیز این حدیث را آورده است.
و همچنین ابن عساکر در تاریخ خود از رسول خدا(صلی الله علیه و آله)نقل می کند که فرمود:
«یا علی!نخستین چهار نفری که وارد بهشت می شوند،من و تو و حسن و حسین هستیم و سپس ذریّه ما و پس از آنها همسران ما هستند و شیعیانمان در طرف راست و چپ ما قرار دارند».(2)
در مستدرک حاکم آمده است که پیامبر(صلی الله علیه و آله)فرمود:
«من اصل درختم و فاطمه فرعش و علی لقاحش و حسن و حسین میوه هایش و شیعیانمان برگهای آن درخت اند.»(3)
1- 10-صواعق المحرقه ص 161،نور الأبصار شبلنجی-ص 159،تفسیر ابن جریر الطبری ج 30 ص 171،النور المشتعل من کتاب ما نزل من القرآن فی علی»ص 273-274 تاریخ ابن عساکر ج /2ح 852،در المنثور سیوطی-ج 6- ص 379،فتح القدیر شوکانی-ج 5 ص 477،روح المعانی آلوسی-ج 30 ص 207،ینابیع الموده قندوزی-ص 74.
2- 11-تاریخ ابن عساکر ج 2 ص 329-332،مجمع الزوائد هیثمی ج 9 ص 131، صواعق المحرقه ص 161.البته در مجامع روائی ما جمله مربوط به همسران نیامده است و احتمالا این جمله را اضافه کرده باشند.
3- 12-مستدرک حاکم-ج 3-ص 160،تاریخ ابن عساکر ج 1-ص 148 ح 183، فصول المهمه ابن الصباغ-ص 27