- مقدّمه استاد سیّد محمّد جواد مهری 1
- اشاره 12
- اشاره 52
- نخست:خارج کردن مخالفان از صحنۀ اقتصادی و فلج کردن آنها 53
- دوم:برکناری و فلج کردن مخالفان از بعد اجتماعی 55
- سوّم:بیرون راندن مخالفان از صحنۀ سیاسی 58
- اشاره 73
- دلایل 76
- پس راه حل چیست؟! 193
- پس راه حلّ چیست؟ 194
- اشاره 202
- نخست-سنت خلفای راشدین 203
- دوم:سنت همۀ صحابه 206
- سوّم:سنت تابعین(علمای اثر) 207
- چهارم:شیوۀ فرمانروایان 209
- پنجم:دیگر منابع فقه،نزد«اهل سنّت» 212
- اشاره 240
- یادآوری ضروری 245
- ب-کتابهای متفرقه: 267
- أ-کتابهای دکتر محمد تیجانی: 267
باشد،پس باید به دیگران خوش بین باشیم و چیزی نپرسیم.
آری،برخی از صحابه می توانستند مخالفتهای اندکی با او داشته باشند،تا آنجا که به خواسته های آنها آسیبی نرسد و منافع خلافت، محفوظ بماند،مثلا داستان اجازه گرفتن(استیذان)که ابو موسی نقل کرد و استدلال ابی بن کعب به چیزی که عمر نمی دانست،و در این هنگام، عمر با افتخار،از سخن خود بازمی گردد و اعتراف می کند که:خرید و فروش در بازار مرا از آموختن آن بازداشت،گویا این فضیلتی است!
این کجا و سخن علی(علیه السلام)کجا که می فرماید:«من روزی دو بار،دیدار خصوصی با پیامبر داشتم،یکی در بامداد و دیگری در شامگاه».
این دو جلسه خصوصی علی با پیامبر،افزون بر جلسات دیگری بود که همواره علی(علیه السلام)همراه با دیگر مردم نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله)حضور می یافت.
علی نزدیک ترین مردم به پیامبر بود،و بیش از همه خود را به او پیوند می داد.و از روز تولد خود نزد او ارج و جایگاه ویژه ای داشت.او در دامان پیامبر بزرگ شد.و چون بزرگتر شد،همانند بچه شتری که از پی مادر می رود،از پیامبر جدا نمی شد.و همه جا با او بود.حتی در غار حرا که نخستین بار وحی بر او نازل شد،علی نزد او رفت و آمد داشت.و گویا از پستان نبوّت شیر نوشید و با معارف سنت نبوی از آغاز پیدایش آنها، پرورش یافت.
چه کسی از او به سنّت سزاوارتر است.و آیا اگر ستیزه جویان به حق بازگردند و مردانه،انصاف دهند؛کسی می تواند در برابر او ادعایی