- مقدّمه استاد سیّد محمّد جواد مهری 1
- اشاره 12
- اشاره 52
- نخست:خارج کردن مخالفان از صحنۀ اقتصادی و فلج کردن آنها 53
- دوم:برکناری و فلج کردن مخالفان از بعد اجتماعی 55
- سوّم:بیرون راندن مخالفان از صحنۀ سیاسی 58
- اشاره 73
- دلایل 76
- پس راه حل چیست؟! 193
- پس راه حلّ چیست؟ 194
- اشاره 202
- نخست-سنت خلفای راشدین 203
- دوم:سنت همۀ صحابه 206
- سوّم:سنت تابعین(علمای اثر) 207
- چهارم:شیوۀ فرمانروایان 209
- پنجم:دیگر منابع فقه،نزد«اهل سنّت» 212
- اشاره 240
- یادآوری ضروری 245
- ب-کتابهای متفرقه: 267
- أ-کتابهای دکتر محمد تیجانی: 267
دلایل
در طبقات الحنابله-که کتابی معتبر و مشهور نزد آنان است-آمده:ابن ابی یعلی با سند خود از وریزۀ حمصی آورده است:
«به نزد احمد بن حنبل رفتم.و این هنگامی بود که او اعلام کرده بود علی(رضی الله عنه)چهارمین خلیفۀ راشد است. (1)
به او گفتم:ای ابا عبد الله!این کار تو،خرده گیری بر طلحه و زبیر است!
گفتم:این چه حرفی است؟ما را با جنگ آنها چه کار؟چرا باید از آن نام ببریم؟گفتم:خدا هدایتت کند!وقتی که خلافت را چهارتایی کردی و علی را خلیفۀ واجب الاطاعه دانستی و همۀ حقوق امامان پیش را به او دادی،در واقع،از این داستان،سخن گفته ایم!
او به من گفت:چرا این کار را نکنم؟!
گفتم:برای حدیث ابن عمر.
گفت:عمر از پسرش بهتر بود،و او راضی شد که علی خلیفۀ مسلمین باشد.و او را در شورا جای داد.و علی خود را امیر المؤمنین نامید.آن وقت من بگویم که امیر المؤمنین نیست؟!
1- 1) -بنگرید این محدث با آنکه به علی(علیه السلام)دشنام نمی دهد،و او را لعنت نمی کند، بلکه می گوید:خدا از او خشنود باشد(رضی الله عنه)ولی حاضر نیست علی را هم از خلفا بشمارد و به احمد بن حنبل اعتراض می کند.و اینکه می گوید،سخن گفته ایم،نشانۀ آن است که از جانب اهل سنت و جماعت سخن می گوید.