- مقدمه 1
- احادیث و روایات در منابع اهل سنت 1
- شباهت حسین بن علی به پیامبر اکرم 1
- گل های پیامبر 1
- حب حسین، حب خدا 2
- محبوبان خدا و پیامبر 2
- سروران جوانان بهشت 2
- خاندان های سادات حسینی شافعی مذهب در کردستان 3
- عاشورا و قیام امام حسین علیه السلام در فرهنگ کردی 3
- اشاره 3
- سادات شافعی مذهب حسنی و حسینی کردستان 3
- اشعار فارسی شاعران کرد در مرثیه امام حسین علیه السلام 4
محبوبان خدا و پیامبر
براء روایت کرده که: رسول خدا (ص) حسن و حسین (ع) را دید. پس فرمود:بارخدایا من این دو را دوست دارم. تو نیز آن ها را دوست بدار.علاقه بیش از حد حضرت رسول مکرم اسلام (ص)، با توجه به شخصیت عظیم واستثنایی ایشان، نمی تواند صرفاً به سبب علایق خانوادگی و به عبارتی دیگر علت نسبی باشد، بلکه رضا و محبت از جانب ایشان، در جهت رضا و محبت الهی بوده و اظهار لطف و علاقه آن حضرت به ایشان، آن هم در این حد، نشانگر لطف و محبت و تأیید آن بزرگوار توسط ذات باری تعالی می باشد. بنابراین و به تبعیت از حضرت رسول مکرم (ص)، علاقه و محبت و عشق ورزی به امام حسین (ع)، همان بزرگواری که به قول علامه اقبال، سطر عنوان نجات مسلمانان را نوشته و راه مبارزه در راه دین را به ما آموخته جزء ضروریات برای مسلمانان و عشاق حضرت نبوی (ص) است، چرا که مؤمن باید حب و بغض هایش هم در جهت الهی باشد و بس.
سروران جوانان بهشت
در قرآن کریم، بارها تصریح شده است که بهشت جایگاه ابدی مؤمنان است و پیامبر خدا بنا به امر خدا، مؤمنان، صابران، مجاهدان و شهیدان را به آن بشارت می داد و نیز بهشت را طبقاتی است و درجاتی و آقایی و سروری یافتن در آن جا، خاص بندگان خاص الهی؛ یعنی ارزشمندترین مؤمنان است. این به حق فضل بزرگی است از جانب خدا و در نتیجه کسی را که در دنیا بشارت سروری در بهشت را داده باشند، بزرگی و عظمت و علوّ مقام و درجه و رفعت ایمان و جایگاهش را می رساند و دال
بر تأیید کامل اعمال وی از جانب خداوند تبارک و تعالی است.در جاهای مختلف، رسول خدا (ص)، این بشارت را در حق امام حسین (ع) اعلام فرموده است:ه _ 1 _ ابی سعید از رسول خدا نقل کرده که فرمود: حسن و حسین، سرور جوانان بهشت اند.ه _ 2 _ از حذیفه، طی روایتی مفصل به نقل از ترمذی آمده که: پیامبر خدا پس از ادای نماز عشاء و اعلام خبر بخشش او (حذیفه و مادرش) توسط خداوند باری تعالی فرمود: همانا این فرشته ای که تا به حال و قبل از امشب، بر زمین فرود نیامده بود، از طرف پروردگارش اجازه یافت که سلام خود را به من ابلاغ کند و مرا بشارت دهد که به راستی فاطمه، سرور زنان اهل بهشت بوده و حسن و حسین نیز، سرور جوانان اهل بهشت اند.
حب حسین، حب خدا
حسین بن علی (ع)، مورد محبت شدید الهی بوده و این محبت به حدی است که خداوند دوست دار حسین را نیز دوست دارد.یعلی بن مُرّه، از پیامبر مکرم (ص) نقل کرده که فرمود: حسین از من است و من از حسینم. خداوند کسی که حسین را دوست داشته باشد، دوست دارد. حسین سبطی از سبط هاست.بنا به گفته مؤلف کتاب التاج، سبط به دو معنی: نوه (ولدالوالد) و جماعت بوده و مراد در این جا این است که امام حسین (ع)، در اخلاق و اعمال صالحش، در دنیا به مانند امتی صالح بوده، همان گونه که خداوند حضرت ابراهیم (ع) را در قرآن کریم، امتی خوانده است.به همین دلیل بوده که علامه اقبال لاهوری، مَثَل او را در میان امت، به مانند مثل و جایگاه
سوره اخلاص در قرآن کریم می دانسته، آن جا که گفته:«در میان امت آن کیوان جناب همچوحرف قل هو الله در کتاب»درست پس از پنجاه سال از وفات نبی مکرم اسلام (ص) کسانی که خلافت را به ملوکیت بدل کرده بودند و آزادی و آزادگی را زهر اندر کام ریخته بودند، محبوب او را پرپرکردند و این گونه بود که سمبل آزادگی، معنی ذبح عظیم گشت و تفصیل اجمال حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل (ع) و در این راه، تیغ اش فقط بهر عزت دین بود و مقصدش حفظ آیین. در این راه بهر رضای حق شهید گشت. به قول اقبال:«ای صبا ای پیک دورافتادگان اشک ما بر خاک پاک او رسان»در کتاب الاوسط طبرانی و مجمع الزوائد هیثمی، حدیثی بدین مضمون درج شده است: «ام سلمه گفته است: روزی رسول خدا (ص) در منزل من بود. فرمود: کسی را نزد من نفرست. حسین (ع) بر حضرت وارد شد. صدای پیامبر را شنیدم که می گریست.متوجه حضرت شدم. حسین (ع) را در دامان رسول خدا یافتم که پیامبر به صورت او دست می کشید و گریه می کرد. به خدا سوگند خوردم که من متوجه آمدن حسین نشدم. پیامبر فرمود: پیک وحی الهی؛ جبرئیل (ع) با ما در خانه بود. از من سؤال کرد: آیا حسین رادوست داری؟ گفتم: بلی. در دنیا او را دوست دارم. جبرئیل گفت: امت تو او را در زمینی که کربلا نام دارد، خواهند کشت. آنگاه جبرئیل، قسمتی از خاک کربلا را به پیامبر داد و پیامبر نیز آن را به من نشان دادند. و بعدها، وقتی که اطراف حسین (ع) را قبل از شهادت محاصره
کردند، پرسید: نام این سرزمین چیست؟ پاسخ دادند: کربلا. فرمود: خدا و رسول اش راست گفتند: کرب است و بلاء.ابن سعد و طبرانی، از اُم المؤمنین عایشه روایت کرده اند که پیغمبر فرمود:جبرئیل به من خبر داد که فرزندم حسین، بعد از من به شهادت می رسد، در زمین طف و این خاک را برایم آورد و خبر داد که در آن مضجع او است. احمد بن حنبل در کتاب المسندخود این حدیث و حدیث قبلی و چند حدیث دیگر را درباره پیش بینی رسول خدا از شهادت امام حسین (ع) درج کرده است.جمال الدین زرندی از قول ابوالعلاء هلال بن خباب عبدی بصری (م:44 ق) روایت هایی در همین زمینه نقل کرده است.یاقوت حموی نیز در معجم البلدان، روایاتی در همین باب آورده است. طبری نیز روایات تکان دهنده ای در همین زمینه در کتاب خود درج کرده است.در کتاب «الکامل فی التاریخ»، اثر عزالدین ابوالحسن علی، مشهور به ابن اثیر نیز،اشعاری از سلیمان بن قته، در رثای امام حسین (ع) آمده است.جلال الدین عبدالرحمن بن ابوبکر بن محمد بن سابق الدین خضیری سیوطی (849_911 ق) که از بزرگ ترین علما و فقهای اهل سنت است، با سلسله اسناد خود، ازعبداله بن عمر چنین روایت کرده که: «لا بارک الله فی یزید الطعان اللعان اما انه بغی الی حبیبی و معیلی حسین، اتیت بتربته و رأیت قاتله، اما انه لا یقتل بین ظهرانی قوم فلاینصروه الا عممهم الله بعقاب.»خجسته مباد یزید بد زبان ملعون! زیرا که خبر مرگ محبوب و معشوق من حسین را داد. به آن جا رفتم و قاتل اش را دیدم. زود باشد که مردمی که او را
کشته یا آن ها که او را یاری نکردند، مشمول عذاب خداوند گردند.ابن حجر هیثمی (م: 974 ق) در «صواعق المحرقه»، روایات چندی را درباره شهادت امام حسین آورده است. وی به سلسله اسناد خود، از ام سلمه روایت کرده: قالت ام ّ سلمه فلما کانت لیله قتل الحسین سمعت قائلا یقول:ایها القاتلون ظلما حسینا ابشروا بالعذاب و التذلیل قد لعنتهم علی لسان ابن داوود و موسی و حامل الانجیل»در شب شهادت حسین شنیدم گوینده ای می گفت: ای قاتلان ستمکار حسین،بشارت باد بر شما عذاب و ذلت جاوید. لعنت پیامبران ابن داوود، موسی و عیسی برشماباد.موفق بن احمد خوارزمی، در کتاب مقتل الحسین، با سلسله اسناد خود، قصیده ای را از محمد بن ادریس امام شافعی نقل کرده است:«تأوب همی و الفؤاد کتیب وارق نومی فالسحار غریب و مما نفی نومی و شیب لمتی تصاریف ایام لمن خطوب فمن مبلغ عنی الحسین رساله و ان کرهتها انفس و قلوب قتیلا بلا جرم کأن قمیصه صبح بماء الارجوان خضیب فلسیف اعوال و للرمع رنه و للخیل من بعد الصهیل نجیب تزلزلت الدنیا لال محمد و رکاذت لهم صم الجبال تذوب و غارت نجوم و اقشعرت کواکب و هتک استار و شق جیوب یصلی علی المهدی من آل هاشم و یغزی نبوه ان ذالعجیب لئن کان ذنبی حب آل محمد فذالک ذنب لست عنه اتوب هم شفعائی یوم حشری و موقتی اذا کثرتنی یوم ذاک ذنوب»بازگشت غم من، باعث شد قلب ها را حزن و اندوه فرابگیرد و خواب را از چشم من برباد. پس خواب دیگر چقدر دور است و از چیزهایی که خواب را از من برده و مرا پیر کرده،دگرگونی روزگار است که برای آن ها بسیار ناگوار بود. پس چه