- پیشگفتار 1
- گفتار یکم: حذف و سانسور حقایق 3
- نمونه 1: تحریف در کتاب مروج الذهب 4
- [نمونه 3:] کتمانی در پی کتمان: سکوت در ماجرای سقط حضرت محسن علیه السلام 6
- نمونه 2: نشانه تحریف در نوشتار بلاذری 6
- [نمونه 4:] نشانههای شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام در منابع اهل سنّت 8
- [نمونه 5:] حکایتی دیگر از کتمان: پیشینه ماجرای «احراق» نزد اهل تسنّن 9
- نمونه 1: تحریف در کتاب المعارف 10
- گفتار دوم: تحریف و جابجایی حقایق 10
- نمونه 2: تحریف در کتاب صحیح بخاری 12
- نمونه 1: تلاش ابن ابی الحدید برای تبرئه خلفا 14
- گفتار سوم: توجیه با هدف کتمان حقایق 14
- پینوشت 16
… آن هنگام که رسول خدا وفات یافت، ابوبکر گفت:
من جانشین رسول خدا هستم، پس شما دو نفر (امیرمؤمنان علیه السلام و عباس) به نزد او آمدید؛ در حالی که تو (عباس) میراث خودت را از پسر برادرت طلب میکردی (39) و این (اشاره به امیرمؤمنان علی علیه السلام) ارث همسرش [حضرت زهرا علیهاالسلام ] را از پدرش [رسول خدا صلّی الله علیه و آله ] طلب میکرد. پس ابوبکر [ادعا کرد و ] گفت که پیامبر گفته است:
«از ما پیامبران ارث برده نمیشود، آنچه ما باقی میگذاریم، صدقه است»
پس شما دو نفر او را دروغگو، گناهکار، حیله گر و خائن دانستید، در حالی که خدا میداند که او راستگو، نیک کردار، درست رفتار و پیرو حق بود.
سپس ابوبکر مرد و من جانشین رسول خدا و ابوبکر هستم؛ پس شما دو نفر، من را دروغگو، گناهکار، حیلهگر و خائن دانستید. ماجرای فوق به روشنی نظر امیرمؤمنان علی علیه السلام را نسبت به ابوبکر و عمر آن هم به اعتراف خلیفه دوم بیان میکند.
این مطلب، چون خوشایند برخی نبوده است، در نقلهای دیگر از همین روایت، تغییر میکند!؟ اکثر مورخان، چه قبل از مسلم نیشابوری و چه بعد از وی، عبارت «کاذباً آثماً غادراً خائناً: دروغگو، گناهکار، حیله گر و خائن» را به عبارات دیگری تبدیل کردهاند. برای نمونه: محمد بن اسماعیل بخاری (متوفّای 256) صاحب کتاب مشهور «صحیح بخاری» مینویسد:
قالَ عمرُ … تَوفَّی اللهُ نَبِیه صلَّی اللهُ علَیه و سلَّم، فَقالَ أبوبکْرٍ: أنا ولی رسولِ اللهِ صلَّی اللهُ علَیه و سلَّم فَقَبضَها أبوبکْرٍ فَعملَ فیها بِما عملَ بِه فیها رسولُ اللهِ صلَّی اللهُ علَیه و سلَّم و أنْتُما حینَئذ و أقْبلَ علی علی و عباسٍ تَزْعمانِ أنَّ أبابکْرٍ کَذا و کَذا. (40)
عمر گفت: … خداوند جان نبی خود را گرفت، پس ابوبکر گفت: من جانشین رسول خدا هستم، پس آن اموال را در اختیار گرفت و همانند رسول خدا درباره آنها رفتار کرد (عمر [در این هنگام ] رو به [امیرمؤمنان] علی [ علیه السلام ] و عباس کرد [و گفت: ] ) و در آن هنگام، شما دو نفر گمان میکردید که ابوبکر چنین و چنان است.
«بخاری» در چهار قسمت از کتاب خویش به ماجرای فوق اشاره میکند و در هیچ یک، جمله ای را که بازگو کننده نظر امیرمؤمنان علی علیه السلام درباره خلیفه اول و دوم است حکایت نمیکند.
سه قسمت دیگر از کتاب «صحیح بخاری» که به این ماجرا اشاره نموده عبارتند از: