شبهای پیشاور در دفاع از حریم تشیع صفحه 408

صفحه 408

آن شب تمام اصحاب در این فکر بخواب نرفتند که آیا فردا این شرف و فضل کرا خواهد بود چون صبح شد همه لباسهای رزم پوشیدند و خود را مقابل پیغمبر جلوه می دادند آنگاه حضرت نظری میان اصحاب افکند فرمود این اخی و ابن عمّی علیّ بن أبی طالب کجا است برادر و پسر عمّم علی بن أبی طالب.

علی کو که حلاّل هر مشکل اوست

علی کو که مفتاح قفل دل اوست

عرض کردند یا رسول اللّه درد چشم دارد بقسمی که قادر بحرکت نمی باشد بسلمان فرمود او را حاضر نما سلمان رفت دست علی را گرفت در حالتی که چشمهای آن حضرت بر روی هم بود خدمت پیغمبر آمد سلام کرد حضرت پس از رد جواب فرمود کیف حالک یا ابا الحسن حالت چونست یا ابا الحسن عرض کرد بحمد اللّه خیرا صداع برأسی و رمد بعینی لا ابصر معه (1).

حضرت فرمودند ادن منی نزدیک من آی چون نزدیک آمد فبصق فی عینیه و دعا له فبرئ حتی کان لم یکن به وجع (2).

آنگاه رایت و پرچم فتح و پیروزی اسلام را باو داد و رفت بسوی قلاع خیبر و با یهود جنگ کرد سران و شجعان یهود مانند مرحب و حارث و هشام و علقمه و دیگران را کشت و فتح کرد قلاع مهم خیبر را.

ابن صباغ مالکی در ص 21 فصول المهمه این خبر را از صحاح سته نقل نموده و نیز محمّد بن یوسف گنجی شافعی در باب 14 بعد از ذکر اخبار گوید حسّان بن ثابت شاعر مخصوص رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم حاضر بود این اشعار را بالبداهه در مدح علی علیه السّلام گفت و کان علیّ ارمد العین یبتغی دواء فلمّا لم یحسّ مداویا شفاه رسول اللّه منه بتفله فبورک مرقیّا و بورک راقیا و قال سأعطی الرایه الیوم فارسا کمیّا شجاعا فی الحروب محامیا


1- 1) بحمد اللّه خیر است سر و چشمم درد می کند که جائی را نمی بینم.
2- 2) آب دهان مبارک در چشمهای او گذارد و برای او دعا کرد فوری چشم او گشاده و روشن و مرض بر طرف شد کانه ابدا دردی نداشته.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه