شبهای پیشاور در دفاع از حریم تشیع صفحه 480

صفحه 480

جای تردید نیست که اجماعی واقع نشد بلکه اکثریت هم وقوع پیدا ننمود چنانچه ابن عبد البر قرطبی که از بزرگان علمای خودتان است در استیعاب و ابن حجر در اصابه و دیگران گویند سعد بن عباده انصاری که مدعی مقام خلافت بود بابی بکر و عمر ابدا بیعت نکرد و آنها هم متعرّض او نشدند چون صاحب قبیله بود از ترس آن که مبادا تولید فساد شود لذا سعد بشام رفت بروایت روضه الصفا بتحریک یکی از عظما و بزرگان(که عند العقلاء معلومست چه کس بوده که حکمش نافذ بوده)شبانه تیری بر او زدند و کشته شد و نسبتش را باجنّه دادند(ولی بروایت مورّخین-زننده تیر خالد بن ولید بود که بعد از کشتن مالک بن نویره و تصرف عیال او در اوّل خلافت ابی بکر-مغضوب غضب خلیفۀ ثانی عمر بود تا در دورۀ خلافت او خواست خود را نزد خلیفه پاک کند چنانکه کرد؟لذا شبانه با تیر او را زد معروف شد اجنّه او را کشتند).

شما را بخدا آقایان عادت و تعصّب را کنار بگذارید و قدری فکر کنید این چگونه اجماعی بوده که علی بن أبی طالب علیه السّلام و عباس عمّ اکرم رسول اللّه و ابن عباس و تمام بنی هاشم-عترت و اهل بیت پیغمبر-و بنی امیّه و أنصار در او داخل نبودند.

حافظ- چون احتمال فساد می رفت و بتمام امت هم دسترسی نداشتند ناچار با عجله و شتاب بهمان عدّۀ حاضر در سقیفه اکتفا نموده بیعت نمودند بعدها امّت تسلیم شدند.

داعی- بر رجال و بزرگان صحابه و عقلای قوم خارج از مدینه دست نداشتند شما را بخدا انصاف دهید اگر دسیسه ای در کار نبوده چرا حاضرین مدینه را خبر نکردند در مجلس شور حاضر گردند آیا نظر و رأی عباس(شیخ القبیله)عمّ اکرم رسول اللّه و علی بن أبی طالب داماد آن حضرت و بنی هاشم و کبار صحابۀ حاضر در مدینه لازم نبود فقط رأی و نظر عمر و أبو عبیدۀ جرّاح کفایت از حال عموم می نمود فاعتبروا یا اولی الابصار!!!

پس دلیل اجماع شما عموما و خصوصا که عقلاء و کبار از صحابه از مهاجر و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه