شبهای پیشاور در دفاع از حریم تشیع صفحه 497

صفحه 497

کشید بیرون آمد عمر گفت این سگ را بگیرید سلمه بن اسلم شمشیرش را گرفت و بر دیوار زد آنگاه علی را بجبر و عنف کشیدند بسوی ابی بکر بنی هاشم هم با او می آمدند و ناظر بودند بر او که چه می کنند علی می گفت من بندۀ خدا و برادر رسول او هستم و کسی اعتنا بگفتار او نمی کرد تا او را بنزد ابی بکر بردند گفت بیعت کن حضرت فرمود من احقم باین مقام و با شما بیعت نمی کنم شما اولی هستید که با من بیعت کنید شما این امر را از انصار گرفتید بسبب قرابت با رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و من نیز با همان حجّه بر شما احتجاج می کنم پس شما انصاف دهید اگر از خدا می ترسید بحق ما اعتراف کنید چنانچه انصار در حق شما انصاف کردند و الاّ معترف شوید که دانسته بر من ستم می کنید

عمر گفت هرگز از تو دست بر نمی داریم تا بیعت کنی حضرت فرمودند خوب با یکدیگر ساخته اید امروز تو برای او کار می کنی که فردا او بتو برگرداند(این مقام را)بخدا سوگند قبول نمی کنم سخن تو را و با او بیعت نمی کنم چون او باید با من بیعت نماید.

آنگاه روی بمردم نمود فرمود ای گروه مهاجران از خدا بترسید سلطه و سلطنت محمّدی را از خانوادۀ او که خدا قرار داده بیرون نبرید و دفع مکنید اهل او را از مقام و حق او بخدا قسم ما اهل بیت احقیم باین امر از شما تا در میان ما کسی باشد که عالم بکتاب خدا و سنّت رسول و فقیه در دین باشد.بخدا قسم اینها تمام در ما هست پس متابعت و پیروی از نفس خود مکنید که از حق دور می شوید.

آنگاه علی علیه السّلام بیعت نکرده بخانه بر گشت و ملازم خانه شد تا حضرت فاطمه از دنیا رفت ناچار بیعت کرد.

6- ابو محمّد عبد اللّه بن مسلم بن قتیبه بن عمرو الباهلی الدینوری که از اکابر علماء خودتان است و مدتها در شهر دینور قاضی رسمی بوده و در سال 276 قمری وفات نموده در ص 13 جلد اول کتاب معروف خود تاریخ الخلفاء الراشدین و دولت بنی امیه معروف به الامامه و السیاسه(چاپ مصر)قضیۀ سقیفه را مفصلا شرح می دهد و ابتداء می کند مطلب را باین عبارت انّ ابا بکر رضی اللّه عنه تفقّد قوما تخلّفوا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه