شبهای پیشاور در دفاع از حریم تشیع صفحه 498

صفحه 498

عن بیعته عند علیّ کرّم اللّه وجهه فبعث الیهم عمر فجاء فناداهم و هم فی دار علی فأبوا ان یخرجوا فدعا بالحطب و قال و الّذی نفس عمر بیده لتخرجنّ او لاحرقنّها علی من فیها فقیل له یا ابا حفص انّ فیها فاطمه فقال و انّ فخرجوا فبایعوا الاّ علیّا الخ.

خلاصه کلام آنکه چون ابی بکر باخبر شد که جمعی از امت تخلف نموده اند از بیعت او در خانۀ علی علیه السّلام جمع شده اند پس عمر را بسوی آنها فرستاد عمر آمد بر در خانه علی علیه السّلام آنها را طلب نمود برای بیعت ابا کردند از بیرون آمدن عمر هیزم طلبید و گفت بآن خدائی که جان عمر در قبضۀ قدرت اوست یا بیرون بیائید یا خانه را با هر کس در آن خانه است می سوزانم مردم گفتند یا ابا حفص(کنیۀ عمر بود)فاطمه در این خانه است گفت هرچند که او باشد می سوزانم پس همه بیرون آمدند و بیعت کردند مگر علی علیه السّلام که گفت سوگند یاد کرده ام تا قرآن را جمع آوری نکنم بیرون نیایم و لباس در بر ننمایم عمر قبول نکرد ولی نالۀ فاطمه سلام اللّه علیها و توبیخ نمودن آنها سبب شد که عمر برگشت نزد ابی بکر و تحریک کرد او را برای بیعت گرفتن از آن حضرت ابی بکر چند مرتبه قنفذ را فرستاد بطلب آن حضرت و جواب یأس شنید عاقبت عمر با جماعتی رفت بدر خانه فاطمه و دق الباب نمود فاطمه که صدای آنها را شنید بصدای بلند ندا در داد یا ابت یا رسول اللّه ما ذا لقینا بعدک من ابن الخطّاب و ابن ابی قحافه.

خلاصه معنی آنکه بابا یا رسول اللّه بعد از تو چه بما می رسد از عمر بن الخطاب و ابی بکر بن ابی قحافه و چگونه با ما ملاقات نمودند.

همین که مردم صدای گریه و نالۀ فاطمه را شنیدند برگشتند در حالتی که اشکها جاری و جگرها سوخته ولی عمر با عده ای ماندند تا علی را جبرا از خانه بیرون آورده نزد ابی بکر بردند و بآن حضرت عرض کردند بیعت بنما با ابی بکر حضرت فرمود اگر بیعت نکنم چه خواهید کرد قالوا اذا و اللّه الذی لا اله الاّ هو نضرب عنقک گفتند بخدا قسم گردنت را می زنیم علی علیه السّلام فرمود پس بندۀ خدا و برادر رسول او را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه