- دیباچه 1
- مقدمه 4
- اشاره 4
- بزرگان معتقد به توسل 22
- شیخ یوسف احمد الدجوی (رحمة الله) 35
- توسل 37
- اشاره 37
- ورود به بحث 38
- روح و عمل آن پس از مرگ 47
- توسل از نگاه شوکانی 48
- اشاره 55
- جواز توسل به پیامبر در زمان حیات و وفات 55
- الف) پیش از وجود پیامبر (ص) 61
- ب) در زمان حیات پیامبر (ص) 62
- ج) پس از وفات پیامبر (ص) 64
- خلاصه 68
- اشاره 71
- توسل و استغاثه 71
- خلاصه 81
- ردّ شبهات توسل و استغاثه 84
خداوند و اسلام سوگند ...». (1)
خداوند در سوره نساء میفرماید: وَاتَّقُوا اللهَ الَّذی تَسائَلُونَ بِهِ وَالأَرْحامَ؛ «و از خدایی که به [نامِ] او از همدیگر درخواست میکنید پروا نمایید و زنهار از خویشاوندان مَبُرید». (نساء: 1)
کلمه «الارحام» در یکی از قرائتهای متواتر هفتگانه، به صورت «الارحامِ» (به کسر میم) قرائت شده است. «ابراهیم»، «مجاهد» و «حسن» میگویند: مانند این است که گفته شود: «أَسأَلُکَ بِاللهِ وَبِالرَّحِمِ»؛ یعنی تو را به خداوند و به خویشاوند از تو میخواهم .... (2) سپس میگوید: «این بر اساس آنچه در ادامه میآید، سخن درستی است».
در صفحه بعد مینویسد:
اما درباره حدیث نهی از سوگند خوردن به پدر و مادر، باید گفت این حدیث قابل تأمل است؛ زیرا حضرت (ص) به ابیالعشراء گفت: «وَأَبیکَ لَو طَعَنتَ فی خاصِرَتِهِ». (3) از طرفی اگر بپذیریم در این حدیث از سوگند به غیر خداوند نهی شده است، اما در اینجا مقصود توسل جستن، به غیر خداوند و در حق ارحام و خویشاوندان است (نه سوگند به غیر خدا)؛
1- ر. ک: هدایة المتخبطین، ص 77 به بعد.
2- ر. ک: مختصر ابنکثیر، ج 1، ص 354؛ الجامع لأحکام القرآن قرطبی، ج 5، ص 2.
3- تو را به پدرت سوگند میدهم که به پهلویش نزنی. در حاشیه قرطبی در تهذیب آمده: ابوالعشراء دارمی از پدرش از پیامبر نقل میکند که فرمودند: «لَو طَعَنتَ فی فَخذِها لأجزَأَک»؛ «اگر به رانش بزنی کافی است». این حدیث درباره ذبح است.