- دیباچه 1
- مقدمه 4
- اشاره 4
- بزرگان معتقد به توسل 22
- شیخ یوسف احمد الدجوی (رحمة الله) 35
- توسل 37
- اشاره 37
- ورود به بحث 38
- روح و عمل آن پس از مرگ 47
- توسل از نگاه شوکانی 48
- اشاره 55
- جواز توسل به پیامبر در زمان حیات و وفات 55
- الف) پیش از وجود پیامبر (ص) 61
- ب) در زمان حیات پیامبر (ص) 62
- ج) پس از وفات پیامبر (ص) 64
- خلاصه 68
- توسل و استغاثه 71
- اشاره 71
- خلاصه 81
- ردّ شبهات توسل و استغاثه 84
پس از این کار نهی نشده است. (1)
«ابنتیمیه» در کتاب «الایمان» میگوید: امام احمد، خوارج، مرجئه و قدریه را تکفیر نکرد؛ بلکه نقل شده که وی و دیگران جهمیه را تکفیر کردهاند؛ حال آنکه امام احمد، بزرگان جهمیه را تکفیر نکرد؛ همچنانکه هر کس گفت من جهمی هستم، او را نیز تکفیر نکرد؛ بلکه وی به پشتسر جهمیه نماز گزارد. این در حالی است که جهمیها مردم را به فرقه خود دعوت کردند و آنها را گرفتار ساختند و کسانی را که با آنان موافق نبودند، مجازات سنگین کردند. با این حال امام احمد و دیگران آنها را تکفیر نکردند؛ بلکه وی آنها را با ایمان میدانست و امامت آنها را میپذیرفت و برایشان دعا میکرد. نمازگزاردن به امامت آنان و نیز حجرفتن با آنها و جنگیدن در رکاب جهمیه را درست میدانست.
وی قیام کردن علیه جهمیه را ممنوع میدانست؛ همانگونه که در مورد دیگر ائمه نیز چنین عمل میکرد. با این حال سخنان باطل آنها را که کفرورزی بود، انکار و ابطال میکرد؛ اگرچه آنان نمیدانستند که سخن کفرآلودی بر زبان میآورند. وی به اندازه توان با سخنان باطل آنها مبارزه میکرد.
امام احمد از یک سو به بندگی خداوند و فرمانبرداری از رسولش (ص) برای معرفی دین و سنت و ابطال بدعتهای جهمیهای ملحد ایمان داشت، اما از سوی دیگر به رعایت حقوق مؤمنان- چه پیشوایان و چه
1- الجامع لأحکام القرآن قرطبی، ج 5، ص 4.