- دیباچه 1
- مقدمه 4
- اشاره 4
- بزرگان معتقد به توسل 22
- شیخ یوسف احمد الدجوی (رحمة الله) 35
- اشاره 37
- توسل 37
- ورود به بحث 38
- روح و عمل آن پس از مرگ 47
- توسل از نگاه شوکانی 48
- اشاره 55
- جواز توسل به پیامبر در زمان حیات و وفات 55
- الف) پیش از وجود پیامبر (ص) 61
- ب) در زمان حیات پیامبر (ص) 62
- ج) پس از وفات پیامبر (ص) 64
- خلاصه 68
- توسل و استغاثه 71
- اشاره 71
- خلاصه 81
- ردّ شبهات توسل و استغاثه 84
عموم امت- معتقد بود؛ اگر چه آنان بدعتآورندگان جاهل و ظالم و فاسق بودند.
مؤلف کتاب «الصواعق الالهیة» (1) از ابنتیمیه و ابنقیم نقل میکند که اگرچه انسان جاهل و خطاکار امت اسلامی ممکن است اقدام شرکآلود یا کفرآمیز انجام دهد، اما مشرک یا کافر نمیشود. وی به دلیل جهالت و اشتباه خود تا زمانی معذور است که برای وی برهان و حجت اقامه نشده و مسئله برایش به طور کامل روشن نگردیده است.
همچنین در صورتی معذور است که امور ضروری و معلوم دین اسلام را انکار نکند؛ مسائلی که بر سر آنها اجماع کامل و قطعی وجود دارد و هر مسلمانی بدون درنگ و تأمل آن مسئله را میداند. (2)
همچنین از وی نقل شده است: «از بدعتهای نادرست، تکفیر طایفهای از مسلمانان و مباح دانستن خون و داراییهای آنان است». این بدعت به دو دلیل سنگین است:
اول: چه بسا در طایفه تکفیرکننده، بدعتهای بزرگتری وجود داشته باشد. بلکه باید گفت چه بسا بدعت طایفه تکفیرکننده بزرگتر از بدعتهای طایفه تکفیر شده باشد. همچنین ممکن است بدعتهای آنها مانند یکدیگر یا کمتر باشد. این وضعیت اهل بدعت و دنبالهروان هوای نفس است که یکدیگر را تکفیر میکنند.
1- قاضی سلیمان بن عبدالوهاب، برادر محمد بن عبدالوهاب.
2- سلیمان بن عبدالوهاب، الصواعق الالهیه، ص 40.