- دیباچه 1
- مقدمه 4
- اشاره 4
- بزرگان معتقد به توسل 22
- شیخ یوسف احمد الدجوی (رحمة الله) 35
- اشاره 37
- توسل 37
- ورود به بحث 38
- روح و عمل آن پس از مرگ 47
- توسل از نگاه شوکانی 48
- اشاره 55
- جواز توسل به پیامبر در زمان حیات و وفات 55
- الف) پیش از وجود پیامبر (ص) 61
- ب) در زمان حیات پیامبر (ص) 62
- ج) پس از وفات پیامبر (ص) 64
- خلاصه 68
- توسل و استغاثه 71
- اشاره 71
- خلاصه 81
- ردّ شبهات توسل و استغاثه 84
خلاصه
انسان استغاثه کننده، زمانی کافر میشود که اعتقاد داشته باشد خلق و ایجاد امور به دست غیر خداوند است. تفاوت گذاردن میان زنده و مرده در توسل و استغاثهجویی نیز بیمعناست. اگر کسی در این امر بر این باور باشد که ایجاد و خلق به دست غیر خداست، کافر شده است (1)؛ اما اگر به اکتسابی بودن عمل ولی یا پیامبر خدا باور داشته باشد، کافر نشده است.
درباره مردگان نیز میگوییم آنان مانند انسانهای زنده هستند و توان انجام کارهایی را دارند. اعتقاد داریم که انسانهای مرده نیز مانند زندهها اکتساب کنندهاند؛ نه اینکه مانند خداوندگار، خالق و آفریننده امور باشند؛ زیرا وقتی باور داریم انسانهای زنده از جهت کسب- نه خلق- انجامدهنده کارهایی هستند، معقول نیست که برای مردگان، توانی بیش از این تصور کنیم. اگر اشتباهی در مسئله باشد، این اشتباه مربوط به اعتقاد به کسب و باور به سببی بودن کارهای غیر خداست؛ زیرا گفتیم بالاترین جایگاهی که میتوان برای بنده خدا در نظر گرفت، کاسب بودن و مسبب بودن در امور است، نه آفریننده امور؛ وگرنه از دایره ایمان خارج میشویم. اشتباه در مسئله نیز کفر یا شرک نیست؛ [بلکه اشتباهی است که باید آن را اصلاح کرد].
ما همچنان تکرار میکنیم که شایسته نیست انسان برای مردگان، مقامی بالاتر از آن قائل شود. در نتیجه، افعال مردهها نیز مانند
1- البته معتزلیها درباره خالق افعال، نظر دیگری دارند.