- سخن ناشر 1
- اشاره 11
- اشاره 15
- اشاره 17
- تعریف اصطلاحی «تفسیر» 17
- تعریف اصطلاحی «روایت» 18
- ضرورت پژوهش در زمینه روایات تفسیری فریقین 21
- پیشینه پژوهش در زمینه روایات تفسیری فریقین 23
- اشاره 29
- اشاره 30
- منابع خاص تفسیر روایی 30
- یکم) تفسیر قمی 32
- دوم) تفسیر عیاشی 33
- سوم) تفسیر نورالثقلین 34
- چهارم) تفسیر صافی 34
- پنجم) البرهان فی تفسیر القرآن 35
- ششم) تفسیر طبری 35
- هفتم) الدرّ المنثور 36
- اشاره 43
- اشاره 45
- یکم) دوره حضور ائمه (علیهم السلام) (قرن 3 - 1) 45
- منابع عام حدیثی شیعه 45
- دوم) دوره جمع و تبویب (محدّثان متقدم، قرن 4 و 5) 46
- اشاره 57
- منابع عام حدیثی اهل سنت 57
- اشاره 57
- یکم) دوره منع نگارش حدیث (قرن 1) 58
- دوم) دوره تجویز نگارش حدیث (قرن 2) 61
- سوم) دوره جمع و تبویب اولیه (قرن 3) 62
- چهارم) دوره گسترش و تنظیم (قرن 4 و 5) 64
- ششم) دوره معاصر (قرن 14 و 15) 66
- اشاره 73
- جایگاه اهل بیت (علیهم السلام) در هم آوایی با قرآن 74
- اشاره 85
- الف) وامداری سنت از قرآن در حجیت 88
- ادّله طولی بودن نقش سنت در برابر قرآن 88
- ب) قرآن، میزانِ سنجش روایات 90
- ج) جامعیت قرآن 92
- د) منبع بودن قرآن برای علوم اهل بیت (علیهم السلام) 93
- اشاره 103
- رویکرد روش شناختی در روایات تفسیری 104
- اشاره 115
- تفسیر واژگانی 116
- بهره گیری از تمثیل (تصویرپردازی) 121
- بهره گیری از قواعد ادبی 124
- بهره گیری از روش تفسیر قرآن به قرآن 125
- بهره گیری از ساختار چند معنایی قرآن (بطون) 127
- به کارگیری قاعده جری و تطبیق 133
- بهره گیری از بیان مصادیق (تبیین مصداقی) 140
- اشاره 147
- اشاره 151
- تبیین ترتیب نزول سوره ها و آیات 152
- تبیین مکّی و مدنی بودن آیات و سُوَر 154
- تبیین و تعیین آیات ناسخ و منسوخ 158
- تبیین خواص و فضایل سوره ها و آیات 162
- اشاره 169
- آسیب شناسی روایات اسباب النّزول 172
- اشاره 172
- الف) ضعف سندی و محتوایی 172
- ب) ناسازگاری با مبانی دین 173
- اشاره 183
- تفصیل جزئیات آیات الأحکام 185
- تبیین جزئیات قصص 189
- آسیب شناسی روایات تفسیری قصص 190
- اشاره 195
- نمونه هایی از تخصیص عمومات آیات، به وسیله روایات 199
- نمونه هایی از تقیید اطلاقات آیات توسط روایات 201
- نمونه هایی از توسعه مفاهیم آیات توسط روایات 203
- اشاره 209
- اشاره 211
- الف) آیات قرآن 213
- بررسی دلایل اهل سنت در حجیت تفسیر صحابه 218
- اشاره 225
- نمونه هایی از ساحت باطنی آیات در روایات 226
- نمونه هایی از توسعه معنایی آیات در روایات 228
- «بطن» در ترازوی داوری 231
- اشاره 237
- جری و تطبیق 238
- گستردگی روایات جری 240
- اشاره 245
- رویکرد روش شناختی در روایات تفسیری 246
- اشاره 255
- اشاره 257
- آسیب های سندی 257
- آسیب های متنی 258
- اعتبارسنجی روایات تفسیری 259
- اشاره 259
- نمونه هایی از روایات ضعیف 261
- اشاره 267
- شواهد تاریخی پدیده وضع 268
- نمونه هایی از روایات جعلی 270
- اشاره 277
- عوامل بروز تعارض در روایات 278
- ناسازگاری روایات با مفاد آیات 279
- اشاره 285
- نمونه هایی درباره اوصاف خداوند 286
- نمونه هایی در مورد قصص پیامبران 288
- اشاره 293
- نمونه هایی از تعارض روایات با قرآن و سنت قطعیه 294
- نمونه هایی از تعارض روایات با تاریخ قطعی 295
- نمونه هایی از تعارض روایات با عقل بدیهی 298
- نمونه هایی از تعارض روایات با علم قطعی 298
- تفسیر نشدن شماری از آیات 305
- اشاره 305
- نقل به معنا 308
- تصحیف 310
- تقطیع 311
ص:127
1- (1) . «و کسانی که هر گاه انفاق کنند، نه اسراف و زیاده روی می کنند و نه سخت گیری می کنند، بلکه در میان این دو، اعتدال را رعایت می کنند» (فرقان، 67).
2- (2) . کافی، ج4، ص54؛ بحارالانوار، ج66، ص261.
3- (3) . ذاریات، 7.
4- (4) . تفسیر عیاشی، ج2، ص203.
5- (5) . کافی، ج4، ص56. در متن روایت آمده است که امام در تفسیر آیه (وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ) چنین کرده: «فبسط راحته و قال: هکذا؛ کف دستش را باز کرد و فرمود: این چنین!».
بهره گیری از قواعد ادبی
-1
در شماری از روایات تفسیری ملاحظه می شود که امام معصوم (علیه السلام) با اشاره به نکته های ادبی و قواعد لسانی، راه دستیابی به آن را نیز بیان کرده است. بدیهی است که این نوع روایات، افزون بر آنکه حاکی از روشمندی برداشت های تفسیری معصوم (علیه السلام) است، نوعی آموزش و تعلیم روش، در فهم آیات به شمار می آید.
برای نمونه: در روایتی آمده است که از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد: «آیا فریضه امر به معروف و نهی از منکر بر همه افراد امت واجب است؟» امام در پاسخ فرمود: «خیر، چنین نیست». راوی دلیل آن را پرسید؛ امام فرمود:
والدلیل علی ذلک کتاب الله تعالی: (وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ) (2) (وَ مِنْ قَوْمِ مُوسی أُمَّهٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ ) (3)
ولم یقل: علی أمّه موسی ولا علی کلّ قومه؛ دلیلش آن است که خداوند فرمود: «باید در میان شما گروهی باشند که به نیکی ها فرا خوانند و آنان را امر به معروف و نهی از منکر کنند». چنان که خداوند در جای دیگر فرمود: «و از قوم موسی گروهی بودند که به حق دعوت می کردند» و نفرمود: علی أمّه موسی یا علی کلّ قومه. (4)