ص:58
1- (1) - الأم: 1/ 108؛ مستدرک حاکم و خلاصۀ آن: 1/ 233؛ سنن بیهقی: 2/ 50- 49 ؛ تفسیر رازی: 1/ 199- 198؛ الدرّ المنثور: 1/ 8.
2- (2) - سنن بیهقی: 2/ 50- 49؛ الأم: 1/ 108.
«معاویه نماز عشا را بدون بسم الله الرحمن الرحیم برای اهل مدینه خواند و بعد از نماز، بعضی از مهاجرین وانصار که آن را شنیده بودند، او را بلند صدا کردند و گفتند: ای معاویه! آیا از نماز دزدیدی، یا فراموش کردی؟ بسم الله الرحمن الرحیم چه شد؟». (1)
این خبر، ابهام بعضی از روایات گذشته را برای ما روشن می کند که در واقع علّت نگفتن بسم الله الرحمن الرحیم همان چیزی بوده که در روایت ابن زبیر آمده بود؛ این که فقط تکبّر مانع قرائت بسم الله الرحمن الرحیم می باشد.
و همچنین کلام ابن شهاب، روشنگر همان معنا است که گفت:
«اوّل کسی که در مدینه بسم الله الرحمن الرحیم را آهسته خواند، عمرو بن سعید بن عاص بود که مرد خجالتی بود». (2)
واقعاً نمی دانم از چه کسی حیا می کرد که در نمازهای جهریّه که حمد وسوره در آنها بلند خوانده می شود - بسم الله الرحمن الرحیم آن را آهسته خواند (اگر به خاطر حیا بود، پس همۀ حمد وسوره را باید آهسته می خواند، نه فقط بسم الله الرحمن الرحیم را) وشاید او از معاویه و امویان حیا می کرد؛ زیرا معاویه آن را نخواند واز سوی دیگر از مهاجرین وانصار حیا می کرد که آن را ترک نماید، پس بسم الله الرحمن الرحیم را بلند نخوانده است؟!!