مظلومیت حضرت زهرا علیهاالسلام : غصب فدک و هجوم به خانه ی وحی در اسناد معتبر اهل سنت و پاسخ به چند شبهه ی فاطمی صفحه 122
- تقدیم به: 1
- اشاره 7
- چهارم: خشنودی و غضب خدا با خشنودی و غضب حضرت زهرا علیها السلام 9
- سوم: حضرت زهرا علیها السلام پاره ی جان رسول خدا صلی الله علیه و آله 9
- پنجم: هم مکان با رسول خدا صلی الله علیه و آله در قیامت 10
- اشاره 10
- ششم: اعتراف عایشه به فضائل حضرت زهرا علیها السلام 10
- اشاره 12
- مرکز فتوای اسلام وب: بر ما واجب است که از اختلافات صحابه سخن نگوییم 13
- ابن حجر هیثمی: واجب است از بیان مشاجرات بین صحابه پرهیز شود 14
- حیله گر 14
- ابن صلاح: بیان مشاجرات بین صحابه، از نقاط ضعف کتب شناخت صحابه است 15
- معلمی یمانی: اگر روایتی مخالف با مذهب اهل سنت باشد، علمای ایشان آن را تحریف می کنند 15
- دستور احمد بن حنبل به آتش زدن روایات مطاعن صحابه 16
- روایت یکم: 16
- روایت دوم: 16
- روایت سوم: 17
- احادیث عبد الرزاق در مطاعن صحابه که نوشته نشد 17
- روایاتی در مطاعن معاویه که توسط عالمان اهل سنت پاره شد 18
- کتاب دو جلدی یکی از حافظان بزرگ اهل سنت در مطاعن ابوبکر و عمر 18
- راوی ثقه ای که به خاطر نقل روایات مطاعن شیخین، مطرود می شود 19
- اشاره 20
- اشاره 21
- بحث اول: فدک، ملک شخصی پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است 21
- قاسم بن سلام و ابن زنجویه 21
- محمد بن جریر طبری 22
- اشاره 23
- سند اول: 23
- اشاره 23
- اولا: 23
- پاسخ به جرح های علمای اهل سنت بر عطیه 29
- سند دوم: 31
- سند سوم: 31
- سند دوم: 32
- سند اول: 32
- سند چهارم: 33
- اشاره 35
- مطالبه فدک به همراه عباس بن عبد المطلب 37
- مطالبه فدک به همراه حضرت علی علیه السلام و استدلال ایشان به آیات قرآن 37
- مطالبه ی فدک توسط حضرت علی علیه السلام و عباس و دروغگو دانستن ابوبکر و عمر 38
- اول: 41
- اشاره 41
- دوم: 42
- سوم: 42
- پنجم: 43
- چهارم: 43
- اشاره 48
- مورد دوم: عمر، زنان سوگوار را در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله کتک زد 49
- مورد سوم: عمر، خواهر ابوبکر و دیگر زنانی را که در خانه عایشه جمع شده بودند، کتک زد 50
- مورد چهارم: عمر، زنانی را که در خانه ی ام المومنین میمونه جمع شده بودند، کتک زد 51
- مورد پنجم: عمر زنش را نیمه شب کتک زد 52
- مورد ششم: عمر کنیزها را به خاطر داشتن حجاب کتک می زد 52
- مورد هفتم: سقط جنین از ترس عمر 53
- مورد هشتم: ادرار کردن زن از ترس عمر 54
- اشاره 55
- زمان و کیفیت وقوع ماجرا 57
- ادامه ماجرا 58
- اشاره 60
- روایت اول: 60
- اشاره 60
- روایت سوم: 71
- روایت چهارم: 72
- اشاره 73
- روایت اول: 73
- روایت دوم: 74
- روایت سوم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، ابو الأسود 75
- روایت چهارم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، عامر شعبی 76
- روایت پنجم: اعتراف امام و دریای علم اهل سنت، سعید بن کثیر بن عفیر (از اساتید بخاری و مسلم) 78
- سند اول: 81
- روایت ششم: اعتراف ابوبکر و اظهار پشیمانی اش از هجوم 81
- اشاره 81
- توثیق علوان بن داود البجلی 83
- ردی بر تضعیفات علوان بن داود 84
- بحثی در معنای حدیث منکر و منکر الحدیث 87
- اول: روایت ابن عساکر 90
- اشاره 90
- سوم: روایت ابن قیم جوزیه 91
- پاسخ به شبهه ی تدلیس لیث بن سعد 91
- اشاره 93
- اشاره 93
- تصحیح و تحسین این حدیث توسط علمای اهل سنت 93
- تحریف روایت توسط علمای اهل سنت 95
- اشاره 95
- اشاره 97
- اصل سقط شدن حضرت محسن علیه السلام 98
- اشاره 98
- سقط شدن حضرت محسن علیه السلام در هنگام هجوم 100
- 1. ابراهیم بن سیار نظام المعتزلی متوفای 231 ه 100
- اشاره 100
- اشاره 110
- شبهه دوم: می گویند نام جنینی که سقط شد محسن ایلام بوده. عرب کی و... 112
- شبهه سوم: عمر از داخل مسجد به سوی کجا به راه افتاد و علی علیه السلام را از کجا به کجا کشان کشان آوردند؟! ..... 114
- شبهه پنجم: چرا حضرت علی علیه السلام اسامی سه تن از فرزندانشان را ابوبکر، عمر و عثمان گذاشتند؟ 124
که عثمان را محاصره کرده بودند و می خواستند او را به قتل برسانند، به او گفتیم: آیا با آنها نمی جنگی ؟ عثمان گفت: نه، با آنها نمی جنگم، همانا رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) مرا به امری وعده داده است و من نیز بر آن وعده صبر میکنم.»(1)
حال ببینیم که عثمان بر چه وقایعی صبر نمود و واکنشی از خود نشان نداد:
1.آتش زدن درب خانه
ابن اثیر جزری می نویسد:
«وقتی عثمان درب خانه را به روی مصری ها که برای قتلش آمده بودند بست، نیار بن عیاض که از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) بود، با صدای بلند خطاب به عثمان گفت: مردم را رها کن و از حکومت کناره گیری کن، در این هنگام کثیر بن الصلت الکندی که از اطرافیان عثمان بود، نیار بن عیاض را هدف تیر قرار داد و او را به قتل رسانید. وقتی مصری ها این صحنه را مشاهده کردند، خطاب به عثمان گفتند: قاتل نیار بن عیاض را به ما تحویل بده تا او را در مقابل وی به قتل برسانیم. عثمان گفت: شما قصد کشتن مرا دارید و من مردی را که پیاری ام نموده، به شما تحویل نمی دهم. وقتی مصری ها پافشاری عثمان را دیدند، به طرف درب خانه حمله کردند و هیچ یک از افرادی که جلوی در بودند مانع حمله آنها نشدند، درب خانه قفل بود و آنها نتوانستند وارد شوند؛ لذا آتش آوردند و درب خانه و سایبان بالای آن را به آتش کشیدند ... .»(2)
1- [1] المستدرک علی الصحیحین ج 3 ص 106 ح 4543 عن أبی سهله مولی عثمان عن عائشه رضی الله تعالی عنها أن رسول الله صلی الله علیه وسلم قال ادعولی أو لیت عندی رجلا من أصحابی قالت قلت أبو بکر قال لا قلت عمر قال لا قلت بن عمک علی قال لا قلت فعثمان قال نعم قالت فجاء عثمان فقال قومی قال فجعل النبی صلی الله علیه وسلم یسر إلی عثمان ولون عثمان یتغیر قال فلما کان یوم الدار قلنا ألا تقاتل قال لا إن رسول الله صلی الله علیه وسلم عهد إلی أمرا فأنا صابر نفسی علیه هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه
2- [2] الکامل فی التاریخ ج3 ص 65 فدخلوا فأغلق الباب دون المصریین فقام رجل من أسلم یقال له نیار بن عیاض وکان من الصحابه فنادی عثمان فبینا هویناشده أن یعتزلهم إذ رماه کثیر بن الصلت الکندی بسهم فقتله فقالوا لعثمان عند ذلک ادفع إلینا قاتله لنقتله به قال لم أکن لأقتل رجلا نصرنی وأنتم تریدون قتلی فلما رأوا ذلک ثاروا إلی الباب فلم یمنعهم أحد منه والباب مغلق لا یقدرون علی الدخول منه فجاؤوا بنار فأحرقوه والسقیفه التی علی الباب