مظلومیت حضرت زهرا علیهاالسلام : غصب فدک و هجوم به خانه ی وحی در اسناد معتبر اهل سنت و پاسخ به چند شبهه ی فاطمی صفحه 124
- تقدیم به: 1
- اشاره 7
- سوم: حضرت زهرا علیها السلام پاره ی جان رسول خدا صلی الله علیه و آله 9
- چهارم: خشنودی و غضب خدا با خشنودی و غضب حضرت زهرا علیها السلام 9
- ششم: اعتراف عایشه به فضائل حضرت زهرا علیها السلام 10
- پنجم: هم مکان با رسول خدا صلی الله علیه و آله در قیامت 10
- اشاره 10
- اشاره 12
- مرکز فتوای اسلام وب: بر ما واجب است که از اختلافات صحابه سخن نگوییم 13
- ابن حجر هیثمی: واجب است از بیان مشاجرات بین صحابه پرهیز شود 14
- حیله گر 14
- ابن صلاح: بیان مشاجرات بین صحابه، از نقاط ضعف کتب شناخت صحابه است 15
- معلمی یمانی: اگر روایتی مخالف با مذهب اهل سنت باشد، علمای ایشان آن را تحریف می کنند 15
- دستور احمد بن حنبل به آتش زدن روایات مطاعن صحابه 16
- روایت دوم: 16
- روایت یکم: 16
- روایت سوم: 17
- احادیث عبد الرزاق در مطاعن صحابه که نوشته نشد 17
- روایاتی در مطاعن معاویه که توسط عالمان اهل سنت پاره شد 18
- کتاب دو جلدی یکی از حافظان بزرگ اهل سنت در مطاعن ابوبکر و عمر 18
- راوی ثقه ای که به خاطر نقل روایات مطاعن شیخین، مطرود می شود 19
- اشاره 20
- بحث اول: فدک، ملک شخصی پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است 21
- قاسم بن سلام و ابن زنجویه 21
- اشاره 21
- محمد بن جریر طبری 22
- سند اول: 23
- اشاره 23
- اشاره 23
- اولا: 23
- پاسخ به جرح های علمای اهل سنت بر عطیه 29
- سند سوم: 31
- سند دوم: 31
- سند اول: 32
- سند دوم: 32
- سند چهارم: 33
- اشاره 35
- مطالبه فدک به همراه عباس بن عبد المطلب 37
- مطالبه فدک به همراه حضرت علی علیه السلام و استدلال ایشان به آیات قرآن 37
- مطالبه ی فدک توسط حضرت علی علیه السلام و عباس و دروغگو دانستن ابوبکر و عمر 38
- اول: 41
- اشاره 41
- دوم: 42
- سوم: 42
- چهارم: 43
- پنجم: 43
- اشاره 48
- مورد دوم: عمر، زنان سوگوار را در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله کتک زد 49
- مورد سوم: عمر، خواهر ابوبکر و دیگر زنانی را که در خانه عایشه جمع شده بودند، کتک زد 50
- مورد چهارم: عمر، زنانی را که در خانه ی ام المومنین میمونه جمع شده بودند، کتک زد 51
- مورد پنجم: عمر زنش را نیمه شب کتک زد 52
- مورد ششم: عمر کنیزها را به خاطر داشتن حجاب کتک می زد 52
- مورد هفتم: سقط جنین از ترس عمر 53
- مورد هشتم: ادرار کردن زن از ترس عمر 54
- اشاره 55
- زمان و کیفیت وقوع ماجرا 57
- ادامه ماجرا 58
- اشاره 60
- روایت اول: 60
- اشاره 60
- روایت سوم: 71
- روایت چهارم: 72
- روایت اول: 73
- اشاره 73
- روایت دوم: 74
- روایت سوم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، ابو الأسود 75
- روایت چهارم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، عامر شعبی 76
- روایت پنجم: اعتراف امام و دریای علم اهل سنت، سعید بن کثیر بن عفیر (از اساتید بخاری و مسلم) 78
- سند اول: 81
- روایت ششم: اعتراف ابوبکر و اظهار پشیمانی اش از هجوم 81
- اشاره 81
- توثیق علوان بن داود البجلی 83
- ردی بر تضعیفات علوان بن داود 84
- بحثی در معنای حدیث منکر و منکر الحدیث 87
- اول: روایت ابن عساکر 90
- اشاره 90
- پاسخ به شبهه ی تدلیس لیث بن سعد 91
- سوم: روایت ابن قیم جوزیه 91
- اشاره 93
- تصحیح و تحسین این حدیث توسط علمای اهل سنت 93
- اشاره 93
- تحریف روایت توسط علمای اهل سنت 95
- اشاره 95
- اشاره 97
- اشاره 98
- اصل سقط شدن حضرت محسن علیه السلام 98
- 1. ابراهیم بن سیار نظام المعتزلی متوفای 231 ه 100
- اشاره 100
- سقط شدن حضرت محسن علیه السلام در هنگام هجوم 100
- اشاره 110
- شبهه دوم: می گویند نام جنینی که سقط شد محسن ایلام بوده. عرب کی و... 112
- شبهه سوم: عمر از داخل مسجد به سوی کجا به راه افتاد و علی علیه السلام را از کجا به کجا کشان کشان آوردند؟! ..... 114
- شبهه پنجم: چرا حضرت علی علیه السلام اسامی سه تن از فرزندانشان را ابوبکر، عمر و عثمان گذاشتند؟ 124
«وقت حج رسید؛ پس عایشه در آن سال به حج رفت. به او گفته شد: اگر بمانی و حج نروی بهتر است، چه بسا آن قوم تو را بترسانند ( و این سفر برای تو خطر آفرین شود ). عایشه در جواب گفت: من می ترسم اگر علیه آنها نظری دهم بر من سخت گیرند و مانند ام حبیبه مرا نیز مورد اذیت و آزار قرار دهند؛ بنابراین تصمیم بر خروج از مدینه و مسافرت به حج گرفته ام.» (1)
شبهه پنجم: چرا حضرت علی علیه السلام اسامی سه تن از فرزندانشان را ابوبکر، عمر و عثمان گذاشتند؟
پاسخ:
اولا: اگر این نامگذاری ها حقیقت داشته باشد، یک احتمالش این است که به خاطر تقیه بوده است،
همانطور که سلیم بن قیس هلالی نقل کرده است:
معاویه سپس به امیر مؤمنان (علیه السلام) نوشت که: اگر آنچه را گفتی و ادعا کردی و یارانت بر آن گواهی داده اند راست باشد، حقا که به جز تو و اهل بیت و پیروانت، ابو بکر و عمر و عثمان و همه مهاجران و انصار هلاک شده اند ! به من خبر رسید که بر آن سه، رحمت فرستاده ای و برای شان آمرزش خواسته ای و این از دو حال خارج نیست: یا که از سر تقیه بوده؛ چرا که اگر از آنان بیزاری می جستی، می ترسیدی که سپاهیانت که با آنان علیه من می جنگی، از گرد تو پراکنده شوند، و یا که آنچه را ادعا کردهای باطل و دروغ است!
به من خبر رسیده و این خبر توسط یکی از کسانی که مورد اعتماد تو می باشد و از خواص تو است نیز رسیده که تو به پیروان گمراه و اطرافیان بدت میگویی: من سه تا از پسرانم را ابو بکر و عمر و عثمان نام نهاده ام، هرگاه می شنوید که من بر یکی از این سه پیشوای گمراهی رحمت می فرستم، بدانید که منظورم یکی از پسرانم می باشد! دلیل بر صحت این خبر آن است که ما خود با چشمان خویش تو را دیده ایم؛ لذا نیازی نداریم که در این باره از دیگری بپرسیم. هنگامی که با ابو بکر بیعت شد، تو را دیدم که همسرت فاطمه (سلام الله علیها) را بر دراز گوشی سوار
1- [1] البدایه والنهایه ج 7 ص 187 وجاء وقت الحج فخرجت أم المؤمنین عائشه فی هذه السنه إلی الحج فقیل لها إنک لو أقمت کان أصلح لعل هؤلاء القوم یهابونک فقالت إنی أخشی أن أشیر علیهم برأی فینالنی منهم من الأذیه ما نال أم حبیبه فعزمت علی الخروج