مظلومیت حضرت زهرا علیهاالسلام : غصب فدک و هجوم به خانه ی وحی در اسناد معتبر اهل سنت و پاسخ به چند شبهه ی فاطمی صفحه 125
- تقدیم به: 1
- اشاره 7
- سوم: حضرت زهرا علیها السلام پاره ی جان رسول خدا صلی الله علیه و آله 9
- چهارم: خشنودی و غضب خدا با خشنودی و غضب حضرت زهرا علیها السلام 9
- ششم: اعتراف عایشه به فضائل حضرت زهرا علیها السلام 10
- اشاره 10
- پنجم: هم مکان با رسول خدا صلی الله علیه و آله در قیامت 10
- اشاره 12
- مرکز فتوای اسلام وب: بر ما واجب است که از اختلافات صحابه سخن نگوییم 13
- ابن حجر هیثمی: واجب است از بیان مشاجرات بین صحابه پرهیز شود 14
- حیله گر 14
- معلمی یمانی: اگر روایتی مخالف با مذهب اهل سنت باشد، علمای ایشان آن را تحریف می کنند 15
- ابن صلاح: بیان مشاجرات بین صحابه، از نقاط ضعف کتب شناخت صحابه است 15
- دستور احمد بن حنبل به آتش زدن روایات مطاعن صحابه 16
- روایت یکم: 16
- روایت دوم: 16
- روایت سوم: 17
- احادیث عبد الرزاق در مطاعن صحابه که نوشته نشد 17
- روایاتی در مطاعن معاویه که توسط عالمان اهل سنت پاره شد 18
- کتاب دو جلدی یکی از حافظان بزرگ اهل سنت در مطاعن ابوبکر و عمر 18
- راوی ثقه ای که به خاطر نقل روایات مطاعن شیخین، مطرود می شود 19
- اشاره 20
- اشاره 21
- قاسم بن سلام و ابن زنجویه 21
- بحث اول: فدک، ملک شخصی پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است 21
- محمد بن جریر طبری 22
- اشاره 23
- اولا: 23
- اشاره 23
- سند اول: 23
- پاسخ به جرح های علمای اهل سنت بر عطیه 29
- سند دوم: 31
- سند سوم: 31
- سند اول: 32
- سند دوم: 32
- سند چهارم: 33
- اشاره 35
- مطالبه فدک به همراه عباس بن عبد المطلب 37
- مطالبه فدک به همراه حضرت علی علیه السلام و استدلال ایشان به آیات قرآن 37
- مطالبه ی فدک توسط حضرت علی علیه السلام و عباس و دروغگو دانستن ابوبکر و عمر 38
- اول: 41
- اشاره 41
- دوم: 42
- سوم: 42
- پنجم: 43
- چهارم: 43
- اشاره 48
- مورد دوم: عمر، زنان سوگوار را در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله کتک زد 49
- مورد سوم: عمر، خواهر ابوبکر و دیگر زنانی را که در خانه عایشه جمع شده بودند، کتک زد 50
- مورد چهارم: عمر، زنانی را که در خانه ی ام المومنین میمونه جمع شده بودند، کتک زد 51
- مورد پنجم: عمر زنش را نیمه شب کتک زد 52
- مورد ششم: عمر کنیزها را به خاطر داشتن حجاب کتک می زد 52
- مورد هفتم: سقط جنین از ترس عمر 53
- مورد هشتم: ادرار کردن زن از ترس عمر 54
- اشاره 55
- زمان و کیفیت وقوع ماجرا 57
- ادامه ماجرا 58
- اشاره 60
- روایت اول: 60
- اشاره 60
- روایت سوم: 71
- روایت چهارم: 72
- روایت اول: 73
- اشاره 73
- روایت دوم: 74
- روایت سوم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، ابو الأسود 75
- روایت چهارم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، عامر شعبی 76
- روایت پنجم: اعتراف امام و دریای علم اهل سنت، سعید بن کثیر بن عفیر (از اساتید بخاری و مسلم) 78
- روایت ششم: اعتراف ابوبکر و اظهار پشیمانی اش از هجوم 81
- اشاره 81
- سند اول: 81
- توثیق علوان بن داود البجلی 83
- ردی بر تضعیفات علوان بن داود 84
- بحثی در معنای حدیث منکر و منکر الحدیث 87
- اول: روایت ابن عساکر 90
- اشاره 90
- سوم: روایت ابن قیم جوزیه 91
- پاسخ به شبهه ی تدلیس لیث بن سعد 91
- اشاره 93
- اشاره 93
- تصحیح و تحسین این حدیث توسط علمای اهل سنت 93
- تحریف روایت توسط علمای اهل سنت 95
- اشاره 95
- اشاره 97
- اصل سقط شدن حضرت محسن علیه السلام 98
- اشاره 98
- 1. ابراهیم بن سیار نظام المعتزلی متوفای 231 ه 100
- اشاره 100
- سقط شدن حضرت محسن علیه السلام در هنگام هجوم 100
- اشاره 110
- شبهه دوم: می گویند نام جنینی که سقط شد محسن ایلام بوده. عرب کی و... 112
- شبهه سوم: عمر از داخل مسجد به سوی کجا به راه افتاد و علی علیه السلام را از کجا به کجا کشان کشان آوردند؟! ..... 114
- شبهه پنجم: چرا حضرت علی علیه السلام اسامی سه تن از فرزندانشان را ابوبکر، عمر و عثمان گذاشتند؟ 124
کرده بودی و دست دو پسرت حسن و حسین را گرفته بودی و به خانه یکایک مجاهدان و پیشگامان در اسلام رفتی و آنان را به یاری خویش علیه ابو بکر فراخواندی به جز این چهار نفر: سلمان، ابو ذر، مقداد و زبیر، کسی تو را پاسخ نداد ... .»(1)
دلیل دیگر این کار می توانست حفظ خون شیعیان باشد، به طوری که آن ها با اقتدا به امامان معصوم
م ، اسامی فرزندانشان را به نام های سرکردگان دشمنان اهل بیت علیهم السلام بگذارند. از این رو است که در میان اصحاب ائمه ایم، به نام هایی چون عمر بن یزید بیاع السابری، عمر بن اذینه، عمر بن ابی شعبه حلبی، عمر بن ابی زیاد، عمر بن ابان کلبی، عثمان بن سعید العمری (یکی از چهار نایب خاص امام زمان )، یزید بن عمر بن طلحه، یزید بن عبد الملک، یزید بن حاتم، شمر بن زیاد و ... بوده است!
جالب اینکه در یکی از روایات شیعه، از احمد بن عمره نقل شده است که می گوید:
« به سوی امام رضا (علیه السلام) سفر کردم، در حالی که همسرم حامله بود؛ پس این موضوع را به اطلاع امام رساندم و عرض کردم که از خدا خواسته ام که فرزندم را پسر قرار دهد. پس امام السلام فرمود: او پسر است؛ پس اسمش را عمر بگذار ! پس من گفتم: تصمیم گرفته بودم که اسمش را علی بگذارم و به خانواده ام هم چنین امر کرده ام. امام عالیم بار دیگر فرمود: اسمش را عمر بگذار. پس من بازگشتم و به کوفه رفتم، در حالی که پسری برایم متولد شده بود که اسمش را علی گذاشته بودند؛ پس من او را عمر نامگذاری کردم. پس همسایگانم به من گفتند: بعد از این، هیچ چیزی از حرف هایی که در مورد تو حکایت می شود را باور نمی کنیم. پس من دانستم که امام رضا ع سلام به من از خودم با بصیرت تر است.»(2)
1- [1] کتاب سلیم بن قیس هلالی، حدیث 25 / کَتَبَ مُعَاوِیَهُ إِلَی أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ ع لَئِنْ کَانَ مَا قُلْتَ وَ اِدَّعَیْتَ وَ اِسْتَشْهَدْتَ عَلَیْهِ أَصْحَابَکَ حَقّاً لَقَدْ هَلَکَ أَبُو بَکْرٍ وَ عُمَرُ وَ عُثْمَانُ وَ جَمِیعُ اَلْمُهَاجِرِینَ وَ اَلْأَنْصَارِ غَیْرَکَ وَ غَیْرَ أَهْلِ بَیْتِکَ وَ شِیعَتِکَ وَ قَدْ بَلَغَنِی تَرَحُّمُکَ عَلَیْهِمْ وَ اِسْتِغْفَارُکَ لَهُمْ وَ إِنَّهُ لَعَلَی وَجْهَیْنِ مَا لَهُمَا ثَالِثٌ إِمَّا تَقِیَّهٌ إِنْ أَنْتَ تَبَرَّأْتَ مِنْهُمْ خِفْتَ أَنْ یَتَفَرَّقَ عَنْکَ أَهْلُ عَسْکَرِکَ اَلَّذِینَ تُقَاتِلُنِی بِهِمْ أَوْ إِنَّ اَلَّذِی اِدَّعَیْتَ بَاطِلٌ وَ کَذِبٌ وَ قَدْ بَلَغَنِی وَ جَاءَنِی بَعْضُ مَنْ تَثِقُ بِهِ مِنْ خَاصَّتِکَ بِأَنَّکَ تَقُولُ لِشِیعَتِکَ [اَلضَّالَّهِ] وَ بِطَانَتِکَ بِطَانَهِ اَلسَّوْءِ إِنِّی قَدْ سَمَّیْتُ ثَلاَثَهً؟؟ بَیَّنَ لِی مِنْ بَنِیَّ أَبَا بَکْرٍ وَ عُمَرَ وَ عُثْمَانَ فَإِذَا سَمِعْتُمُونِی أَتَرَحَّمُ عَلَی أَحَدٍ مِنْ أَئِمَّهِ اَلضَّلاَلَهِ فَإِنِّی أَعْنِی بِذَلِکَ بَنِیَّ وَ اَلدَّلِیلُ عَلَی صِدْقِ مَا أَتَوْنِی بِهِ وَ رَقَوْهُ إِلَیَّ أَنَّا قَدْ رَأَیْنَاکَ بِأَعْیُنِنَا فَلاَ نَحْتَاجُ أَنْ نَسْأَلَ مِنْ ذَلِکَ غَیْرَنَا رَأَیْتُکَ حَمَلْتَ اِمْرَأَتَکَ فَاطِمَهَ [عَلَی حِمَارٍ] وَ أَخَذْتَ بِیَدِ اِبْنَیْکَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ إِذْ بُویِعَ أَبُو بَکْرٍ فَلَمْ تَدَعْ أَحَداً مِنْ أَهْلِ بَدْرٍ وَ أَهْلِ اَلسَّابِقَهِ إِلاَّ دَعَوْتَهُمْ وَ اِسْتَنْصَرْتَهُمْ عَلَیْهِ فَلَمْ تَجِدْ مِنْهُمْ إِنْسَاناً غَیْرَ أَرْبَعَهٍ سَلْمَانَ وَ أبو أَبِی ذَرٍّ وَ اَلْمِقْدَادِ وَ اَلزُّبَیْرِ
2- [2]بحار الانوار، ج 49 ص 52 سایت کتابخانه مدرسه فقاهت ایج: روی عن أحمد بن عمره قال: خرجت إلی الرضا وامرأتی حبلی، فقلت له: إنی قد خلفت أهلی وهی حامل فادع الله أن یجعله ذکرا فقال لی: وهو ذکر فسمه عمر فقلت: نویت أن أسمیه علیا وأمرت الاهل به قال علیه السلام: سمه عمر، فوردت الکوفه وقد ولد ابن لی وسمی علیا فسمیته عمر، فقال لی جیرانی: لا نصدق بعدها بشئ مما کان یحکی عنک، فعلمت أنه کان أنظر إلی من نفسی