مظلومیت حضرت زهرا علیهاالسلام : غصب فدک و هجوم به خانه ی وحی در اسناد معتبر اهل سنت و پاسخ به چند شبهه ی فاطمی صفحه 33
- تقدیم به: 1
- اشاره 7
- چهارم: خشنودی و غضب خدا با خشنودی و غضب حضرت زهرا علیها السلام 9
- سوم: حضرت زهرا علیها السلام پاره ی جان رسول خدا صلی الله علیه و آله 9
- پنجم: هم مکان با رسول خدا صلی الله علیه و آله در قیامت 10
- اشاره 10
- ششم: اعتراف عایشه به فضائل حضرت زهرا علیها السلام 10
- اشاره 12
- مرکز فتوای اسلام وب: بر ما واجب است که از اختلافات صحابه سخن نگوییم 13
- ابن حجر هیثمی: واجب است از بیان مشاجرات بین صحابه پرهیز شود 14
- حیله گر 14
- ابن صلاح: بیان مشاجرات بین صحابه، از نقاط ضعف کتب شناخت صحابه است 15
- معلمی یمانی: اگر روایتی مخالف با مذهب اهل سنت باشد، علمای ایشان آن را تحریف می کنند 15
- دستور احمد بن حنبل به آتش زدن روایات مطاعن صحابه 16
- روایت یکم: 16
- روایت دوم: 16
- روایت سوم: 17
- احادیث عبد الرزاق در مطاعن صحابه که نوشته نشد 17
- روایاتی در مطاعن معاویه که توسط عالمان اهل سنت پاره شد 18
- کتاب دو جلدی یکی از حافظان بزرگ اهل سنت در مطاعن ابوبکر و عمر 18
- راوی ثقه ای که به خاطر نقل روایات مطاعن شیخین، مطرود می شود 19
- اشاره 20
- اشاره 21
- بحث اول: فدک، ملک شخصی پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است 21
- قاسم بن سلام و ابن زنجویه 21
- محمد بن جریر طبری 22
- اشاره 23
- اشاره 23
- اولا: 23
- سند اول: 23
- پاسخ به جرح های علمای اهل سنت بر عطیه 29
- سند دوم: 31
- سند سوم: 31
- سند دوم: 32
- سند اول: 32
- سند چهارم: 33
- اشاره 35
- مطالبه فدک به همراه عباس بن عبد المطلب 37
- مطالبه فدک به همراه حضرت علی علیه السلام و استدلال ایشان به آیات قرآن 37
- مطالبه ی فدک توسط حضرت علی علیه السلام و عباس و دروغگو دانستن ابوبکر و عمر 38
- اول: 41
- اشاره 41
- دوم: 42
- سوم: 42
- پنجم: 43
- چهارم: 43
- اشاره 48
- مورد دوم: عمر، زنان سوگوار را در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله کتک زد 49
- مورد سوم: عمر، خواهر ابوبکر و دیگر زنانی را که در خانه عایشه جمع شده بودند، کتک زد 50
- مورد چهارم: عمر، زنانی را که در خانه ی ام المومنین میمونه جمع شده بودند، کتک زد 51
- مورد پنجم: عمر زنش را نیمه شب کتک زد 52
- مورد ششم: عمر کنیزها را به خاطر داشتن حجاب کتک می زد 52
- مورد هفتم: سقط جنین از ترس عمر 53
- مورد هشتم: ادرار کردن زن از ترس عمر 54
- اشاره 55
- زمان و کیفیت وقوع ماجرا 57
- ادامه ماجرا 58
- اشاره 60
- روایت اول: 60
- اشاره 60
- روایت سوم: 71
- روایت چهارم: 72
- اشاره 73
- روایت اول: 73
- روایت دوم: 74
- روایت سوم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، ابو الأسود 75
- روایت چهارم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، عامر شعبی 76
- روایت پنجم: اعتراف امام و دریای علم اهل سنت، سعید بن کثیر بن عفیر (از اساتید بخاری و مسلم) 78
- روایت ششم: اعتراف ابوبکر و اظهار پشیمانی اش از هجوم 81
- اشاره 81
- سند اول: 81
- توثیق علوان بن داود البجلی 83
- ردی بر تضعیفات علوان بن داود 84
- بحثی در معنای حدیث منکر و منکر الحدیث 87
- اول: روایت ابن عساکر 90
- اشاره 90
- سوم: روایت ابن قیم جوزیه 91
- پاسخ به شبهه ی تدلیس لیث بن سعد 91
- اشاره 93
- اشاره 93
- تصحیح و تحسین این حدیث توسط علمای اهل سنت 93
- تحریف روایت توسط علمای اهل سنت 95
- اشاره 95
- اشاره 97
- اشاره 98
- اصل سقط شدن حضرت محسن علیه السلام 98
- 1. ابراهیم بن سیار نظام المعتزلی متوفای 231 ه 100
- سقط شدن حضرت محسن علیه السلام در هنگام هجوم 100
- اشاره 100
- اشاره 110
- شبهه دوم: می گویند نام جنینی که سقط شد محسن ایلام بوده. عرب کی و... 112
- شبهه سوم: عمر از داخل مسجد به سوی کجا به راه افتاد و علی علیه السلام را از کجا به کجا کشان کشان آوردند؟! ..... 114
- شبهه پنجم: چرا حضرت علی علیه السلام اسامی سه تن از فرزندانشان را ابوبکر، عمر و عثمان گذاشتند؟ 124
سند سوم:
محب الدین طبری می نویسد:
« از عبدالله بن ابوبکر بن عمرو بن حزم از پدرش نقل شده است که گفت: فاطمه (سلام الله علیها) نزد ابوبکر آمد و فرمود: فدک را به من بده ؛ زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) اند آن را به من بخشیده است. ابو بکر گفت: ای دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) ! راست گفتی ، اما من دیدم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) یاد آن را میان فقرا، مساکین و در راه مانده ها تقسیم کرد بعد از این که سهم شما را میداد.»(1)
سند چهارم:
احمد بن یحیی بلاذری با سندی دیگر چنین روایت کرده است:
«موسی بن عقبه می گوید: حضرت فاطمه (سلام الله علیها) هنگام بیعت بر ابو بکر وارد شد و به او فرمود: ام ایمن
و رباح برای من شهادت می دهند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) فدک را به من بخشیده است.
ابوبکر گفت: به خدا سوگند، خداوند جز پدرت محبوب تر در نزد من کسی را نیافریده است، دوست داشتم که روز رحلت او قیامت برپا می شد. اگر عایشه محتاج و فقیر شود، نزد من محبوب تر از این است که تو فقیر شوی. آیا شما عقیده دارید که من به مردمان سیاه و سرخ پوست عطا می کنم، اما در حق شما ظلم می کنم؟ در حالی که شما دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) هستی. این مال، برای مسلمین است؛ پدرت از آن به سواران در راه خدا انفاق می کرد. (یعنی رسول خدا از این مال برای مردان جنگی در حال جنگ انفاق میکرد) من نیز همان کاری را انجام می دهم که پدرت انجام می داد.
فاطمه (سلام الله علیها)فرمود: به خدا سوگند، هرگز با تو سخن نمی گویم. ابو بکر گفت: به خدا سوگند، با تو قهر دنیا نمی کنم.
فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: به خدا سوگند، تو را نفرین می کنم. ابو بکر گفت: من برای شما دعا می کنم.»(2)
1- [1] الریاض النضره ج 2 ص 126 وعن عبد الله بن أبی بکر بن عمرو بن حزم عن أبیه قال جاءت فاطمه إلی أبی بکر فقالت اعطنی فدک فإن رسول الله صلی الله علیه وسلم وهبها لی قال صدقت یا بنت رسول الله صلی الله علیه وسلم ولکنی رأیت رسول الله صلی الله علیه وسلم یقسمها فیعطی الفقراء والمساکین وابن السبیل بعد ان یعطیکم منها
2- [2] أنساب الأشراف ج3 ص 316 المدائنی عن سعید بن خالد مولی خزاعه عن موسی بن عقبه قال: دخلت فاطمه علی أبی بکر حین بویع فقالت: إن أم أیمن، وراح یشهدان لی أن رسول الله صلی الله علیه وسلم أعطانی فدک فقال: والله ما خلق الله أحب إلی من أبیک، لوددت أن القیامه قامت یوم مات، ولئن تفتقر عائشه أحب إلی من أن تفتقری، أفترینی أعطی الأسود والأحمر حقوقهم وأظلمک وأنت ابنه رسول الله صلی الله علیه وسلم، إن هذا المال إنما کان للمسلمین فحمل منه أبوک الراجل وینفقه فی السبیل، فأنا ألیه بما ولیه أبوک، قالت: والله لا أکلمک قال: والله لا أهجرک. قالت والله لأدعون الله علیک، قال: لأدعون الله لک