مظلومیت حضرت زهرا علیهاالسلام : غصب فدک و هجوم به خانه ی وحی در اسناد معتبر اهل سنت و پاسخ به چند شبهه ی فاطمی صفحه 41
- تقدیم به: 1
- اشاره 7
- چهارم: خشنودی و غضب خدا با خشنودی و غضب حضرت زهرا علیها السلام 9
- سوم: حضرت زهرا علیها السلام پاره ی جان رسول خدا صلی الله علیه و آله 9
- اشاره 10
- پنجم: هم مکان با رسول خدا صلی الله علیه و آله در قیامت 10
- ششم: اعتراف عایشه به فضائل حضرت زهرا علیها السلام 10
- اشاره 12
- مرکز فتوای اسلام وب: بر ما واجب است که از اختلافات صحابه سخن نگوییم 13
- ابن حجر هیثمی: واجب است از بیان مشاجرات بین صحابه پرهیز شود 14
- حیله گر 14
- ابن صلاح: بیان مشاجرات بین صحابه، از نقاط ضعف کتب شناخت صحابه است 15
- معلمی یمانی: اگر روایتی مخالف با مذهب اهل سنت باشد، علمای ایشان آن را تحریف می کنند 15
- دستور احمد بن حنبل به آتش زدن روایات مطاعن صحابه 16
- روایت یکم: 16
- روایت دوم: 16
- روایت سوم: 17
- احادیث عبد الرزاق در مطاعن صحابه که نوشته نشد 17
- روایاتی در مطاعن معاویه که توسط عالمان اهل سنت پاره شد 18
- کتاب دو جلدی یکی از حافظان بزرگ اهل سنت در مطاعن ابوبکر و عمر 18
- راوی ثقه ای که به خاطر نقل روایات مطاعن شیخین، مطرود می شود 19
- اشاره 20
- قاسم بن سلام و ابن زنجویه 21
- بحث اول: فدک، ملک شخصی پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است 21
- اشاره 21
- محمد بن جریر طبری 22
- اشاره 23
- سند اول: 23
- اشاره 23
- اولا: 23
- پاسخ به جرح های علمای اهل سنت بر عطیه 29
- سند سوم: 31
- سند دوم: 31
- سند دوم: 32
- سند اول: 32
- سند چهارم: 33
- اشاره 35
- مطالبه فدک به همراه عباس بن عبد المطلب 37
- مطالبه فدک به همراه حضرت علی علیه السلام و استدلال ایشان به آیات قرآن 37
- مطالبه ی فدک توسط حضرت علی علیه السلام و عباس و دروغگو دانستن ابوبکر و عمر 38
- اول: 41
- اشاره 41
- دوم: 42
- سوم: 42
- چهارم: 43
- پنجم: 43
- اشاره 48
- مورد دوم: عمر، زنان سوگوار را در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله کتک زد 49
- مورد سوم: عمر، خواهر ابوبکر و دیگر زنانی را که در خانه عایشه جمع شده بودند، کتک زد 50
- مورد چهارم: عمر، زنانی را که در خانه ی ام المومنین میمونه جمع شده بودند، کتک زد 51
- مورد ششم: عمر کنیزها را به خاطر داشتن حجاب کتک می زد 52
- مورد پنجم: عمر زنش را نیمه شب کتک زد 52
- مورد هفتم: سقط جنین از ترس عمر 53
- مورد هشتم: ادرار کردن زن از ترس عمر 54
- اشاره 55
- زمان و کیفیت وقوع ماجرا 57
- ادامه ماجرا 58
- اشاره 60
- روایت اول: 60
- اشاره 60
- روایت سوم: 71
- روایت چهارم: 72
- اشاره 73
- روایت اول: 73
- روایت دوم: 74
- روایت سوم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، ابو الأسود 75
- روایت چهارم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، عامر شعبی 76
- روایت پنجم: اعتراف امام و دریای علم اهل سنت، سعید بن کثیر بن عفیر (از اساتید بخاری و مسلم) 78
- سند اول: 81
- روایت ششم: اعتراف ابوبکر و اظهار پشیمانی اش از هجوم 81
- اشاره 81
- توثیق علوان بن داود البجلی 83
- ردی بر تضعیفات علوان بن داود 84
- بحثی در معنای حدیث منکر و منکر الحدیث 87
- اول: روایت ابن عساکر 90
- اشاره 90
- سوم: روایت ابن قیم جوزیه 91
- پاسخ به شبهه ی تدلیس لیث بن سعد 91
- اشاره 93
- اشاره 93
- تصحیح و تحسین این حدیث توسط علمای اهل سنت 93
- تحریف روایت توسط علمای اهل سنت 95
- اشاره 95
- اشاره 97
- اشاره 98
- اصل سقط شدن حضرت محسن علیه السلام 98
- 1. ابراهیم بن سیار نظام المعتزلی متوفای 231 ه 100
- سقط شدن حضرت محسن علیه السلام در هنگام هجوم 100
- اشاره 100
- اشاره 110
- شبهه دوم: می گویند نام جنینی که سقط شد محسن ایلام بوده. عرب کی و... 112
- شبهه سوم: عمر از داخل مسجد به سوی کجا به راه افتاد و علی علیه السلام را از کجا به کجا کشان کشان آوردند؟! ..... 114
- شبهه پنجم: چرا حضرت علی علیه السلام اسامی سه تن از فرزندانشان را ابوبکر، عمر و عثمان گذاشتند؟ 124
بحث پنجم: ماجرای فدک از نگاهی دیگر
اشاره
در مباحث گذشته روشن شد که حضرت زهرا (سلام الله علیها) ابتدا به عنوان هدیه بودن فدک برای مطالبه ی آن اقدام کردند و چندین شاهد نیز آوردند، اما ابوبکر تعداد شاهدانش را کافی ندانست و قبول نکرد؛ لذا حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)در دفعات بعدی به عنوان میراث برای گرفتن فدک اقدام کردند که با حدیث ابوبکر مواجه شدند و به همین دلیل از ابوبکر و عمر خشمگین شدند و با آن ها قهر کردند تا اینکه از دنیا رفتند.
اکنون در این مبحث با نگاهی به جوانب دیگر، قضیه روشن تر خواهد شد:
اول:
قبول ادعای جابر بن عبد الله توسط ابوبکر و عدم مطالبه ی شاهد از او
بخاری در صحیحش روایت کرده است که:
جابر بن عبدالله گفت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) که به من فرمود: اگر مال بحرین آمد، برای تو فلان مبلغ و فلان مبلغ را می بخشم؛ پس هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) از دنیا رفت و غنائم بحرین آمد، ابوبکر گفت: هر کس از پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) طلبی دارد بیاید بگیرد. پس من زبه ابوبکر) گفتم که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) به من فرمود: اگر مال بحرین را آوردند، من به تو از غنائم فلان مبلغ عطا خواهم کرد. جابر گفت: ابوبکر از غنائم به من داد و گفت: آنها را بشمار و شمردم پانصد درهم بود؛ پس ابوبکر به من هزار و پانصد درهم عطا کرد (هزار درهم نیز افزود).»(1)
بدر الدین عینی در شرح این روایت می نویسد:
« ابوبکر از جابر برای صحت ادعایش
شاهدی درخواست نکرد؛ زیرا او به دلیل شهادت قرآن و سنت، عادل
است.
شهادت قرآن بر عدالت جابر: «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ»} ( آل عمران 110) «وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا» ( البقره 143 ) پس اگر مانند جابر، بهترین امت نباشد، پس چه کسی بهترین امت است؟!
1- [1]صحیح البخاری ج 3 ص 1154 ح 2993 و ج 2 ص 803 ح 2174 عن جابر بن عبد الله رضی الله عنهما قال کان رسول الله صلی الله علیه وسلم قال لی لو قد جاءنا مال البحرین قد أعطیتک هکذا وهکذا وهکذا فلما قبض رسول الله صلی الله علیه وسلم وجاء مال البحرین قال أبو بکر من کانت له عند رسول الله صلی الله علیه وسلم عده فلیأتنی فأتیته فقلت إن رسول الله صلی الله علیه وسلم قد کان قال لی لوقد جاءنا مال البحرین لأعطیتک هکذا وهکذا وهکذا فقال لی احثه فحثوت حثیه فقال لی عدها فعددتها فإذا هی خمسمائه فأعطانی ألفا وخمسمائه