مظلومیت حضرت زهرا علیهاالسلام : غصب فدک و هجوم به خانه ی وحی در اسناد معتبر اهل سنت و پاسخ به چند شبهه ی فاطمی صفحه 53
- تقدیم به: 1
- اشاره 7
- چهارم: خشنودی و غضب خدا با خشنودی و غضب حضرت زهرا علیها السلام 9
- سوم: حضرت زهرا علیها السلام پاره ی جان رسول خدا صلی الله علیه و آله 9
- ششم: اعتراف عایشه به فضائل حضرت زهرا علیها السلام 10
- پنجم: هم مکان با رسول خدا صلی الله علیه و آله در قیامت 10
- اشاره 10
- اشاره 12
- مرکز فتوای اسلام وب: بر ما واجب است که از اختلافات صحابه سخن نگوییم 13
- ابن حجر هیثمی: واجب است از بیان مشاجرات بین صحابه پرهیز شود 14
- حیله گر 14
- ابن صلاح: بیان مشاجرات بین صحابه، از نقاط ضعف کتب شناخت صحابه است 15
- معلمی یمانی: اگر روایتی مخالف با مذهب اهل سنت باشد، علمای ایشان آن را تحریف می کنند 15
- روایت یکم: 16
- روایت دوم: 16
- دستور احمد بن حنبل به آتش زدن روایات مطاعن صحابه 16
- روایت سوم: 17
- احادیث عبد الرزاق در مطاعن صحابه که نوشته نشد 17
- روایاتی در مطاعن معاویه که توسط عالمان اهل سنت پاره شد 18
- کتاب دو جلدی یکی از حافظان بزرگ اهل سنت در مطاعن ابوبکر و عمر 18
- راوی ثقه ای که به خاطر نقل روایات مطاعن شیخین، مطرود می شود 19
- اشاره 20
- بحث اول: فدک، ملک شخصی پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است 21
- قاسم بن سلام و ابن زنجویه 21
- اشاره 21
- محمد بن جریر طبری 22
- سند اول: 23
- اشاره 23
- اولا: 23
- اشاره 23
- پاسخ به جرح های علمای اهل سنت بر عطیه 29
- سند سوم: 31
- سند دوم: 31
- سند اول: 32
- سند دوم: 32
- سند چهارم: 33
- اشاره 35
- مطالبه فدک به همراه عباس بن عبد المطلب 37
- مطالبه فدک به همراه حضرت علی علیه السلام و استدلال ایشان به آیات قرآن 37
- مطالبه ی فدک توسط حضرت علی علیه السلام و عباس و دروغگو دانستن ابوبکر و عمر 38
- اول: 41
- اشاره 41
- دوم: 42
- سوم: 42
- چهارم: 43
- پنجم: 43
- اشاره 48
- مورد دوم: عمر، زنان سوگوار را در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله کتک زد 49
- مورد سوم: عمر، خواهر ابوبکر و دیگر زنانی را که در خانه عایشه جمع شده بودند، کتک زد 50
- مورد چهارم: عمر، زنانی را که در خانه ی ام المومنین میمونه جمع شده بودند، کتک زد 51
- مورد ششم: عمر کنیزها را به خاطر داشتن حجاب کتک می زد 52
- مورد پنجم: عمر زنش را نیمه شب کتک زد 52
- مورد هفتم: سقط جنین از ترس عمر 53
- مورد هشتم: ادرار کردن زن از ترس عمر 54
- اشاره 55
- زمان و کیفیت وقوع ماجرا 57
- ادامه ماجرا 58
- اشاره 60
- روایت اول: 60
- اشاره 60
- روایت سوم: 71
- روایت چهارم: 72
- اشاره 73
- روایت اول: 73
- روایت دوم: 74
- روایت سوم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، ابو الأسود 75
- روایت چهارم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، عامر شعبی 76
- روایت پنجم: اعتراف امام و دریای علم اهل سنت، سعید بن کثیر بن عفیر (از اساتید بخاری و مسلم) 78
- سند اول: 81
- روایت ششم: اعتراف ابوبکر و اظهار پشیمانی اش از هجوم 81
- اشاره 81
- توثیق علوان بن داود البجلی 83
- ردی بر تضعیفات علوان بن داود 84
- بحثی در معنای حدیث منکر و منکر الحدیث 87
- اول: روایت ابن عساکر 90
- اشاره 90
- پاسخ به شبهه ی تدلیس لیث بن سعد 91
- سوم: روایت ابن قیم جوزیه 91
- اشاره 93
- تصحیح و تحسین این حدیث توسط علمای اهل سنت 93
- اشاره 93
- تحریف روایت توسط علمای اهل سنت 95
- اشاره 95
- اشاره 97
- اصل سقط شدن حضرت محسن علیه السلام 98
- اشاره 98
- 1. ابراهیم بن سیار نظام المعتزلی متوفای 231 ه 100
- سقط شدن حضرت محسن علیه السلام در هنگام هجوم 100
- اشاره 100
- اشاره 110
- شبهه دوم: می گویند نام جنینی که سقط شد محسن ایلام بوده. عرب کی و... 112
- شبهه سوم: عمر از داخل مسجد به سوی کجا به راه افتاد و علی علیه السلام را از کجا به کجا کشان کشان آوردند؟! ..... 114
- شبهه پنجم: چرا حضرت علی علیه السلام اسامی سه تن از فرزندانشان را ابوبکر، عمر و عثمان گذاشتند؟ 124
ابن ابی شیبه از قتاده از انس نقل کرده است که عمر کنیزی را دید که مقنعه پوشیده بود؛ او را کتک زد و
گفت: خودت را به زنان آزاده شبیه مگردان. می گویم: سند این روایت صحیح است و آن را زهری نیز از انس نقل کرده که سند آن نیز صحیح است، البته اگر زهری از انس شنیده باشد.
مختار بن فلفل نیز از أنس بن مالک نقل کرده است که گفت: کنیزی از کنیزان مهاجر یا انصار با بدن پوشیده و مقنعه بر سر نزد عمر رفت. عمر پرسید: آیا آزاد شده ای؟ گفت: نه. عمر گفت: پس این روسری و مقنعه چیست؟! آن را از سرت بردار؛ چون این پوشش مخصوص زنان آزاده و مؤمن است. کنیز لحظه ای اهمال کرد؛ پس عمر از جایش برخاست و با تازیانه بر سرش زد تا روسری را بردارد. می گویم: این حدیث با شرط مسلم صحیح است.»(1)
مورد هفتم: سقط جنین از ترس عمر
عبد الرزاق با سند معتبر مرسل روایت کرده است که:
حسن بصری گفت: عمر زنی را که نزد وی در رفت و آمد بود احضار کرد. آن زن پس از شنیدن خبر فریاد
زد: وای بر من، مرا با عمر چکار! در بین راه که می آمد، ناگهان درد زایمان آن زن را فرا گرفت؛ وارد خانه ای شد؛ فرزندش را به دنیا آورد؛ اما آن کودک دو بار فریاد زد و مرد.»(2)
1- [1] إرواء الغلیل فی تخریج أحادیث منار السبیل، ج 6 ص 203-204ح1796 سایت شامله / ( قال ابن المنذر : ثبت " أن عمر قال لأمه رأها متقنعه : اکشفی رأسک ولا تشبهی بالحرائر وضربها بالدره ") صحیح . أخرجه ابن أبی شیبه فی " المصنف " ( 1/82/2): حدثنا وکیع قال : حدثنا شعبه عن قتاده عن أنس قال: " رأی عمر أمه لنا مقنعه فضربها وقال : لا تشبهین بالحرائر " . قلت : وهذا إسناد صحیح ثم قال: حدثنا عبد الأعلی عن معمر عن الزهری عن أنس به . قلت : وهذا سند صحیح إن کان الزهری سمعه من أنس. حدثنا علی بن مسهر عن المختار بن فلفل عن أنس بن مالک قال : " دخلت علی عمر بن الخطاب أمه قد کان یعرفها البعض المهاجرین أو الأنصار وعلیها جلباب متقنعه به فسألها : عتقت ؟ قالت : لا . قال : فما بال الجلباب ؟ ! ضعیه عن رأسک إنما الجلباب علی الحرائر من نساء المؤمنین فتلکأت فقام إلیها بالدره فضرب بها رأسها حتی ألقته عن رأسها " . قلت : وهذا سند صحیح علی شرط مسلم ...
2- [2] مصنف عبد الرزاق ج 9 ص 458 ح 18010 عبد الرزاق عن معمر عن مطر الوراق وغیره عن الحسن قال أرسل عمر بن الخطاب إلی امرأه مغیبه کان یدخل علیها فأنکر ذلک فأرسل إلیها فقیل لها أجیبی عمر فقالت یا ویلها ما لها ولعمر قال فبینا هی فی الطریق فزعت فضربها الطلق فدخلت دارا فألقت ولدها فصاح الصبی صیحتین ثم مات