مظلومیت حضرت زهرا علیهاالسلام : غصب فدک و هجوم به خانه ی وحی در اسناد معتبر اهل سنت و پاسخ به چند شبهه ی فاطمی صفحه 75

صفحه 75

اجباری بودن بیعت، به صراحت در این روایت مشخص است؛ اما نکته اینجاست که در بسیاری از این روایات، تنها از درگیری زبیر سخن گفته شده، ولی در باره ی امیرالمومنین (علیه السلام) و کیفیت بیعت اجباری آن حضرت سکوت شده است.

روایت سوم: اعتراف تابعی و امام اهل سنت، ابو الأسود

«از ابی الأسود نقل شده است که گفت: گروهی از مردان مهاجرین از بیعت ابی بکر به خاطر عدم مشورت با ایشان عصبانی بودند و علی (علیه السلام) و زبیر نیز عصبانی بودند؛ پس آن دو وارد خانه فاطمه زهرا(سلام الله علیها)شدند، در حالی که به همراه خویش اسلحه داشتند.

عمر بن خطاب به همراه گروهی شامل: أسید بن حضیر و سلمه بن سلامه (که هر دو از قبیله بنی عبدالاشهل بودند) آمدند؛ پس فاطمه (سلام الله علیها)فریاد کشید و آنان را به خدا قسم داد. آنها شمشیر علی (علیه السلام) و زبیر را گرفتند و به دیوار کوبیدند تا شکست. سپس عمر آن دو نفر را کشان کشان بیرون آورد تا اینکه بیعت کردند!»(1)

این روایت را ابن ابی الحدید از جوهری نقل کرده و سندش معتبر است.(2)


1- [1] شرح نهج البلاغه ج 2 ص 31 قال أبو بکر أحمد بن عبد العزیز : وأخبرنا أبو زید عمر بن شبه ، قال : حدثنا إبراهیم بن المنذر ، عن ابن وهب ، عن ابن لهیعه ، عن أبی الأسود ، قال : غضب رجال من المهاجرین فی بیعه أبی بکر بغیر مشوره ، وغضب علی والزبیر ، فدخلا بیت فاطمه علیها السلام ، معهما السلاح ، فجاء عمر فی عصابه ، منهم أسید بن حضیر وسلمه بن سلامه بن وقش - وهما من بنی عبد الأشهل - فصاحت فاطمه علیها السلام ، وناشدتهم الله . فأخذوا سیفی علی والزبیر ، فضربوا بهما الجدار حتی کسروهما ، ثم أخرجهما عمر یسوقهما حتی بایعا
2- [2] بررسی سند روایت: عز الدین عبد الحمید بن ابی الحدید : توثیقش گذشت أبو بکر أحمد بن عبد العزیز الجوهری متوفای 323 ه: توثیقش گذشت / عمر بن شبه : ثقه / ابراهیم بن المنذر : صدوق حسن الحدیث / عبد الله بن وهب : ثقه : طبق برنامه ی جوامع الکلم عبد الله بن لهیعه : ثقه در وثاقت ابن لهیعه اختلاف شده است؛ چون بعد از آتش گرفتن کتاب هایش از حفظ روایت نقل می کرد، اما نکته اینجاست که عبد الله بن وهب» از عبادله است و قبل از آتش گرفتن روایات ابن لهیعه از او روایت نقل کرده است؛ لذا طبق مبنای سخت گیرترین علمای اهل سنت نیز روایت ابن وهب از ابن لهیعه صحیح است و بحثی در آن نیست، همانطور که محمد ناصر الدین آلبانی گفته است: «... فإذا عرفت هذا تبین لک أن الحدیث صحیح لأنه قد رواه عنه أحد العبادله و هو عبد الله بن وهب» ترجمه: «... پس زمانی که این را شناختی ، برایت روشن می شود که این حدیث صحیح است؛ زیرا یکی از عبادله که عبد الله بن وهب است، آن را از ابن الهیعه نقل کرده است.» سلسله الأحادیث الصحیحه، ج 1 ص 595-596 ج 298 سایت شامله محمد بن عبد الرحمن بن نوفل (ابو الاسود): ثقه شمس الدین ذهبی از او به عنوان امام یاد کرده ؛ وی را فرزند یکی از صحابه و خودش را یکی از تابعین دانسته است. «أبو الأسود (ع) محمد بن عبد الرحمن ، بن نوفل ... الإمام أبو الأسود القرشی ... ولده عبد الرحمن من صغار الصحابه .... هو من العلماء الثقات عداده فی صغار التابعین . مات سنه بضع وثلاثین ومائه.» ترجمه: «ابو الاسود که در همه ی صحاح سته از او روایت نقل شده است، نام کاملش محمد بن عبد الرحمن بن نوفل ... ، امام ابو الاسود قریشی است ... پدرش عبد الرحمن که فرزند نوفل است، از صحابه ی کم سن بود .... و او (ابو الاسود) از عالمان ثقه و تابعین کم سن شمرده می شود. در حدود سال 130 هجری وفات یافت.» سیر اعلام النبلاء، ج 6 ص 150
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه